بررسی و رتبه‌بندی توسعه آموزشی نواحی نوزده گانه آموزش و پرورش استان اردبیل

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه جغرافیای و رنامه‌ریزی شهری و روستایی دانشگاه محقق اردبیلی

چکیده

هدف از این تحقیق، اندازه گیری و رتبه­بندی سطح نسبی توسعه‌یافتگی نواحی آموزش و پرورش استان اردبیل با توجه به 34 شاخص آموزشی است. این تحقیق، کاربردی و روش بررسی آن توصیفی- تحلیلی می‌باشد. داده­های این پژوهش از طریق روش اسنادی و استفاده از آمار سالنامه‌های آماری کشوری و استانی و همچنین آرشیوهای آماری مربوط به آموزش و پرورش بدست آمده است. برای رتبه بندی نواحی از نظر میزان توسعه آموزشی از مدل تصمیم گیری چند معیاره VIKOR استفاده گردیده است. برای بررسی میزان توسعه‌یافتگی آموزشی نواحی آموزش و پرورش استان اردبیل، شاخص‌های مورد بررسی با تلفیقی از روش مقایسه زوجی و آنتروپی وزن دهی شده و به صورت شاخص‌های استاندارد شده وزنی در چارچوب مدل ویکور بارگذاری شدند تا درجه و رتبه­بندی هر یک از نواحی به تناسب شاخص‌های مورد بررسی بدست آید. در ادامه با وارد کردن ارزش‌های سطح‌بندی نهایی نواحی نوزده-گانه آموزشی استان اردبیل در محیط Arc GIS، به تهیه نقشه سطوح برخورداری نواحی آموزشی استان اقدام شده است. یافته‌های پژوهش گویای آن است که نواحی آموزشی ناحیه2، ناحیه1 اردبیل و ناحیه خورش رستم در رتبه اول تا سوم و نواحی آموزشی ارشق، اصلاندوز و هیر در رتبه نوزدهم تا هفدهم قرار دارند. نتیجه این که بین نواحی آموزشی استان اردبیل نابرابری شدیدی مشاهده می‌شود و نیاز مبرم به برنامه‌ریزی جهت کاهش این نابرابری‌ها وجود دارد.

کلیدواژه‌ها

آموزش از دیرباز به عنوان یکی از پایه­های اصلی و عوامل تعیین کننده توسعه اقتصادی و اجتماعی شناخته شده است. اما طی سال‌های اخیر، که پیشرفت‌های تکنولوژیکی و روش‌های نوین تولید، نظام‌های اقتصادی جهان را دگرگون ساخته و روابط بین آنها را تغییر داده است، آموزش در فرآیند توسعه نقش مهم‌تری یافته است. در حقیقت، ابداع و به کارگیری تکنولوژی­های نوین و روش‌های جدید تولید، متکی به نیروی کاری است که به خوبی آموزش دیده و از نظر فکری دارای انعطاف باشد. این امر ضرورت سرمایه­گذاری بیشتر در امر آموزشی را نشان می‌دهد.(اسماعیلی، 1377: 2). در اهمیت این امر کافی است گفته شود که در نظام آموزش و پرورش ایران نزدیک به یک میلیون و 130 هزار مدیر، معاون، مشاور، مربی، معلم و سایر کارمندان، امور آموزش و پرورش حدود 13 میلیون دانش آموز را در 114 هزار واحد آموزشی برعهده گرفته و بودجه­ای بالغ بر 14 هزار میلیارد تومان در این راه هزینه می‌شود(صافی الف، 1390: 2).

شیوه کارکردن و مؤثر بودن مراکز آموزشی، علاوه بر این که مستلزم شناخت هدف‌ها و اصول آموزش و پرورش، ویژگی‌های دانش‌آموزان و معلمان، برنامه‌های درسی، روش‌های آموزشی و پرورشی و سیاستهای حاکم بر هر یک از دوره­های تحصیلی است، بلکه همچنین نیازمند ایجاد و حفظ تعادل و رعایت عدالت در تخصیص منابع، امکانات و تسهیلات در نواحی و مناطق مختلف آموزشی نیز است.

مطالعه نابرابری‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و آموزشی در میان گروه‌ها، قشرها و نیز مناطق جغرافیایی و یا تقسیمات سیاسی در یک کشور یکی از کارهای ضروری و پایه‌ای برای برنامه‌ریزی و اصلاحات در جهت تأمین رشد اقتصادی و عدالت اجتماعی است. در این راستا، برنامه­ریزان بایستی توزیع متوازن امکانات و تسهیلات را اساس برنامه‌ریزی خود قرار دهند(سارکی، 1375: 53).

توسعه و ابعاد آن در چند دهۀ اخیر در مطالعات اقتصادی، اجتماعی، سیاسی و فرهنگی کاربرد داشته و در فرهنگ کشورها به عنوان یک عامل تفکیک کننده جوامع از یکدیگر و از همۀ جوانب مطرح می‌شود(منظری توکلی وهمکاران، 1391: 488). کاهش نابرابری در بهره­مندی از منابع، دست‌آوردها‌ و امکانات جامعه، یکی از مهم‌ترین معیارهای اساسی توسعه به‌شمار می‌رود. مفهوم توسعه علاوه بر رشد در همه جهات، توزیع متعادل را نیز در بر می‌گیرد(تقوایی و قائدرحمتی، 1385: 117). در توسعه پایدار پنج اصل مورد توجه است که یکی از آنها آگاهی و دانش است(نقی زاده، 1379: 73) که بخش عمده آگاهی و دانش در آموزش جای می‌گیرد. همچنین اگر آموزش را جزو تفکیک ناپذیر توسعه اقتصادی- اجتماعی بدانیم، وخامت پیامدهای نابرابری‌های آموزشی را بهتر درک خواهیم کرد که چه بسا ناگوارتر از اثرات نابرابری‌های اقتصادی خواهد بود.

امروزه مردم حق برخورداری از آموزش و پرورش را به مفهوم برخورداری از آموزش و پرورشی می‌دانند که از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد و همچنین هر کسی از لحاظ پیشرفت آموزش، فرصت و امکان توفیق مساوی داشته باشد(اسماعیل سرخ، 1380: 145). منظور از فرصت برابر جلوگیری، حذف یا کاهش تبعیض بین افراد از لحاظ جنسیت، نژاد، وضعیت جسمانی، سنی، زبانی، طبقه اجتماعی می‌باشد Bennett, 2001: 27)، (Both & Yeandle.

در یک نگرش سوسیالیستی، آموزش به عنوان وسیله‌ی اصلی برابر سازی تفاوت‌های اجتماعی دیده می‌شود. برابری فرصت‌های آموزشی زمانی محقق می‌گردد که همه افراد در دست‌یابی به آموزش برابر باشند(Leinonen, 2000: 13). نحوه پخشایش امکانات و خدمات با بررسی تطبیقی شاخص‌های مختلف آموزشی در مناطق مختلف نسبت به همدیگر روشن می‌شود. شاخص‌ها می‌توانند وضعیت محدوده‌های مختلف جغرافیایی را از دیدگاه تطبیقی نشان داده و آنها را از نظر امکانات و تنگناها رده‌بندی کرده و اولویت بخشند(نسترن، 1382: 55).

با وجود تلاشهای وسیعی که طی سال‌های گذشته صورت پذیرفته و با عنایت به داده‌های آماری سال‌های پیشین، درصد باسوادی در این استان همواره رو به رشد بوده و سیر صعودی داشته، با این حال طبق آخرین آمار موجود هنوز سطح سواد در استان اردبیل، 5% از میانگین کشوری پائین‌تر است. مطابق با نتایج سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال 1390 درصد باسوادی در جمعیت 6 ساله و بالاتر در استان اردبیل حدودا 81% بوده و این درصد در بین زنان استان در سال 1385، حدود 5/73% و در سال 1390، 6/74% بوده است و این در حالی است که درصد باسوادی زنان کشور 81% را نشان می‌دهد. همچنین رتبه استان در کنکور سراسری سال 1390در بین استان‌های کشور رتبۀ 19 می‌باشد و یا نگاهی به وضعیت سرانه فضاهای آموزشی، پرورشی و ورزشی نواحی آموزشی استان و مقایسه آن با سرانه کشوری و استانداردها، باعث نمایان شدن نارسائی‌ها و کمبودها و از طرفی لزوم اولویت‌­بندی سرمایه­گذاری‌ها و توجهات بیشتر از پیش می‌گردد.

  بدین‌ترتیب با بررسی شاخص‌ها، امکانات و توانایی‌های محدوده‌های مختلف، می‌توان میزان برخورداری هر ناحیه آموزشی از امکانات، تسهیلات و فرصت‌های آموزشی را مشخص کرد تا با شناسایی نارسائی‌ها و کمبودها، اولویت‌های توجه و سرمایه‌گذاری و توسعه به تفکیک نواحی آموزش و پرورش استان اردبیل از همدیگر مشخص شود، تا شاید بتوان گامی مهم در تصمیم‌سازی مسؤولان تصمیم‌گیر و در نهایت توسعه عدالت اجتماعی برداشت. بدیهی است که تعمیم و گسترش آموزش و پرورش در نقاط محروم و فاقد امکانات، زمینه حرکت و تکاپوی فرهنگی را فراهم خواهد کرد و در نهایت در ارتقای سطح فرهنگ، بینش و تفکر افراد اثرات مثبتی را بر جای خواهد گذاشت. مشروط بر آنکه مسؤولان آموزشی استان با اتخاذ تصمیمات منطقی و برنامه‌ریزی‌های اصولی در جهت رفع یا کاهش نابرابری‌های آموزشی گام بردارند. از اینرو ضرورت دارد بین نواحی نوزده­گانه‌ی آموزش و پرورش استان اردبیل از لحاظ توسعه‌یافتگی آموزشی، سطح‌بندی صورت پذیرد تا نواحی که نیازمند توجه بیشتری هستند، جهت برنامه‌ریزی اصولی و ارایه راهبردهایی صحیح و اجرایی، مشخص گردند.

   با توجه به مباحث فوق­الذکر، اهداف تحقیق حاضر را می‌توان در سلسله عناوین ذیل خلاصه کرد: 1) سطح‌بندی توسعه‌یافتگی نواحی آموزشی استان اردبیل؛ 2) مقایسه نواحی آموزشی استان از لحاظ سطوح توسعه‌یافتگی؛3) اولویت­بندی برنامه‌ریزی برای مناطق نوزد­ه­گانه آموزش و پرورش استان اردبیل.

در زمینه نابرابری‌های منطقه‌ای و شناسایی مناطق عقب‌مانده در سطوح مختلف جغرافیایی، تحقیقات و پژوهش‌های متعددی با نگرش‌های مختلف صورت گرفته است که در این جا سعی شده است تا جایی که مطالعات در دسترس بوده به سطح فرهنگی و آموزشی در کنار سطوح زیربنایی و اقتصادی برای رده بندی مناطق مختلف جغرافیایی پرداخته و خلاصه‌ای از اهداف و نتایج این مطالعات آورده شود. در یکی از این پژوهش‌ها، الحسن با استفاده از روش‌های تحلیل خوشه‌ای و عاملی به بررسی نابرابری‌های منطقه‌ای در کشور غنا پرداخته و بر اساس شاخص ترکیبی مورد نظر، کشور غنا به سه منطقه برخوردار، نیمه محروم و محروم طبقه‌بندی شده است(AL-Hassan, 2007)

در سال 1994 نلسون آرتور[1] و همکارانش با بررسی عوامل اجتماعی، اقتصادی و تاریخی و نقش دولت‌ها در توسعه ناحیه‌ای شهرهای آتلانتا و پورتلند در یک دوره 30 ساله نتیجه می‌گیرند با وجودی که بیشترین میزان سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی در منطقه آتلانتا صورت گرفت، شهر پورتلند از رونق اقتصادی بیشتری برخوردار شده و آنچه باعث تجدید حیات شهری این ناحیه شده مسأله مدیریت و هماهنگی در برنامه‌ریزی توسعه ناحیه‌ای این شهر نسبت به شهر‌های دیگر است(Arthur, 1994).

در سال 1991 م. سازمان ملل متحد در گزارشی با استفاده از سه شاخص امید به زندگی، درصد باسوادی و درآمد سرانه، درجه‌ توسعه‌یافتگی کشورها را مورد بررسی قرار داد ‌که بسیاری از کشورهای آفریقایی، آمریکای جنوبی و مرکزی و آسیایی از لحاظ توسعه انسانی در سطح پایینی قرار داشتند که لازمه‌ پیشرفت آن کشورها را رشد اقتصادی بیان کردند(UNDP, 1991).

برزویان(1374) درجه توسعه‌یافتگی شهرستان‌های استان مازندران را در 103 شاخص اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و...، با استفاده از مدل تاکسونومی عددی مورد بحث و بررسی قرار داد. یافته‌های پژوهشی ایشان نشان می‌دهد که طی سال‌های 1355 تا 1365 شدت توسعه‌یافتگی در سطح استان افزایش داشته و درصد بهبودی شهرستان‌های محروم بیشتر از شهرستان‌های برخوردار بوده به طوری که در این فاصله از دوگانگی‌های نواحی نیز کاسته شده است.

ابراهیم زاده و همکارانش(1379) درجه توسعه‌یافتگی نواحی روستایی استان سیستان و بلوچستان را در 35 شاخص در 5 گروه با استفاده از روش تاکسونومی عددی مورد بررسی قرار داده­اند. نتایج یافته‌ها حاکی از آن بود که اغلب روستاهای منطقه در طبقه روستاهای محروم و نیمه محروم قرار داشته‌اند. تنها 14 درصد روستاهای استان از توسعه برخوردار بوده و شکاف توسعه بین شهرستانی و بخش نیز، بیانگر عدم تعادل منطقه­ای و عدم توزیع یکنواخت امکانات در منطقه بود.

موسوی(1382) نواحی ایران را از لحاظ توسعه‌یافتگی در 38 شاخص مورد سنجش قرارداده و با استفاده از روش‌های تحلیل عاملی، شاخص ترکیبی توسعه انسانی و ضریب پراکندگی، مناطق مختلف را بر اساس شاخص‌های مختلف توسعه رتبه‌بندی کرده است. یافته‌های ایشان حاکی از این نتیجه است که نابرابری‌های ناحیه‌ای در ایران با نابرابری‌های جغرافیایی همراه است. به‌طوری که در سیمای کلی کشور در امتداد شمال به جنوب، غرب به شرق، شمال‌غرب به جنوب‌شرق و مرکز به پیرامون، اختلاف فاحشی در برخورداری نواحی از امکانات اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و استقرار سکونتگاه‌ها به چشم می‌خورد.

در تحقیق مشابه دیگری تقوایی و رحمتی(1385) به تحلیل شاخص‌های توسعه فرهنگی استان‌های کشور با استفاده از روش تحلیل عاملی و نشان دادن سطوح توسعه استان‌ها از نظر بهره­مندی فضاها و امکانات فرهنگی اقدام کرده‌اند. روش بررسی به دو صورت مقایسه تک متغییری(موردی) و مقایسه کل متغییرها(عمومی) است. نتایج حاصل از پژوهش بیانگر آن است که بین استان‌های کشور از نظر بهره­مندی از فضاها و امکانات فرهنگی تفاوت چشمگیری وجود دارد. در این بین استان تهران به عنوان تنها استان بسیار توسعه‌یافته و استان‌های ایلام، بوشهر، چهارمحال و بختیاری، زنجان، سمنان، سیستان و بلوچستان، قزوین، کهکیلویه و بویراحمد، گلستان و هرمزگان به عنوان استان‌های بسیار محروم شناخته شده­اند.

نسترن و فتاحی(1388) شهرستان‌های استان گلستان را از نظر شاخص‌های توسعه‌یافتگی با استفاده از روش تحلیل عاملی سطح‌بندی نموده‌اند. در این مطالعه برای شناسایی ابعاد توسعه در شهرستان‌های استان با استفاده از آخرین آمار و اطلاعات مربوط به سال 1385، 38 شاخص گوناگون در قالب 9 شاخص جمعیتی، اقتصادی، صنعت و معدن، کشاورزی، زیربنایی، آموزشی، فرهنگی، کالبدی، بهداشتی و درمانی و در میان 11 شهرستان، مورد مطالعه قرار گرفته و نتایج آن با بهره گیری از مدل تحلیل عاملی ارزیابی شده است. نتایج به دست آمده نشان دهنده عدم توزیع هماهنگ امکانات و خدمات در شهرستان‌های این استان می‌باشد.

مقاله پژوهشی زیاری و همکاران در 1389 با استفاده از تکنیک تاپسیس به سطح‌بندی و تعیین میزان نابرابری موجود میان شهرستان‌های استان خراسان رضوی می­پردازد. نتایج یافته‌های پژوهش نشان می‌دهد الگوی حاکم بر ساختار فضایی استان خراسان رضوی، تابع الگوی مرکز- پیرامونی است و بر همین اساس شهر مشهد به دلیل مرکزیت سیاسی- اداری به عنوان قطب رشد منطقه، دارای رتبه نخست به لحاظ میزان توسعه‌یافتگی بوده است.

ضرابی و شاهیوندی(1389) نیز به منظور تحلیل پراکندگی شاخص‌های توسعه اقتصادی در استان‌های کشور از 25 شاخص اقتصادی با روش تحلیل عاملی استفاده کرده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می‌دهد که اختلاف بسیاری بین استان‌های ایران از نظر درجه توسعه‌یافتگی اقتصادی وجود دارد به طوری که استان‌های تهران، اصفهان و خراسان رضوی توسعه‌یافته و از دیگر استان‌های کشور فاصله قابل توجهی گرفته‌اند که این وضعیت، باعث ایجاد یک شکاف اقتصادی در بین استان‌های ایران شده است.

ابراهیم‌زاده و اسکندری‌ثانی(1389) در مقاله‌ای تحت عنوان " کاربرد تحلیل عاملی در تبیین الگوی فضایی توسعه و توسعه نیافتگی شهری- منطقه‌ای در ایران به بررسی تطبیقی سطوح توسعه‌یافتگی کلیه شهرستان‌های ایران طی سال‌های 1375 و 1385پرداخته‌اند.

با توجه به خلاصه‌ پیشینه و سوابق تحقیقاتی که در زمینه توسعه‌یافتگی و رتبه­بندی مناطق آورده شد واضح و آشکار است که بیشتر آنها بر اساس ابعاد مختلف توسعه و یک­سری شاخص‌های کلی و ترکیبی توسعه‌یافتگی مناطق صورت پذیرفته است و تنها موارد اندکی به بررسی تک بعدی توسعه‌یافتگی مناطق مثل توسعه‌یافتگی فرهنگی پرداخته‌اند و این موارد نیز به مقایسه و سطح‌بندی استان‌ها با یکدیگر و یا نهایتا شهرستان‌ها با هم پرداخته‌اند. در حالی‌که در این مقاله به مسأله‌ بررسی و مقایسه و سطح‌بندی توسعه‌یافتگی تنها از جهت آموزشی آن­هم در محدوده‌ی ناحیه و بخش‌های یک استان پرداخته شده است و می‌توان نوآوری مقاله حاضر را نیز در آن بعد مشاهده کرد چون این مقاله جزو معدود پژوهش‌هایی است که در سطح‌بندی توسعه‌یافتگی آموزشی به صورت ژرفانگر، عمیق و تفصیلی با استفاده از این حجم شاخص‌های آموزشی و گاها جدید که در تحقیقات قبلی آورده نشده-مثل درصد مدارس هوشمند- و غیره از روش ویکور[2](یکی از روش‌های تصمیم‌گیری چند معیاره و چند شاخصه) جهت سطح‌بندی نواحی در آن استفاده شده است.

روش­شناسی و جامعه آماری تحقیق

با توجه به موضوع و گزاره­های تحقیق، این تحقیق با رویکرد کاربردی همراه است و از لحاظ ماهیت و روش بررسی درون مایه‌ای از رویکردهای توصیفی- تحلیلی و کمی را در بر می‌گیرد. جامعه آماری این تحقیق نواحی نوزده­گانه آموزش و پرورش استان اردبیل است. استان اردبیل با مساحتی قریب به 17800 کیلومتر مربع،(097/1) درصد مساحت کل کشور، در شمال غربی ایران قرار دارد و بر اساس آمار 1390 دارای 10 شهرستان، 27 بخش، 24 شهر و 69 دهستان می‌باشد(مرکز آمار ایران، 1390). آموزش‌و‌پرورش استان جمعا در 19 اداره، ناحیه و یا نمایندگی آموزش و پرورش سازماندهی شده است. ادارات و نواحی آموزش و پرورش این استان شامل ناحیه 1 و 2 آموزش ‌و ‌پرورش اردبیل، اداره شهرستان مشکین‌شهر، شهرستان پارس‌آباد، اداره گرمی و خلخال، و مناطق آموزشی بیله‌سوار، نیر، نمین، اصلاندوز، خورش‌رستم، شاهرود، کوثر، سرعین، هیر، ارشق، قشلاقدشت(جعفرآباد)، انگوت و لاهرود(مشکین‌شرقی) می‌شود(نقشه شماره 1).

 

نقشه شماره 1: موقعیت استان اردبیل و نواحی نوزده گانه آموزشی آن

شاخص‌های مورد بررسی مشتمل بر، 34 شاخص آموزشی است که در 4 محور فضاهای آموزشی و پرورشی، نیروی انسانی، دانش‌آموزان و عملکرد، گروه‌بندی شده است. در جدول شماره 1 این محورهای چهار گانه و شاخص‌هایی که در ذیل هر محور مورد استفاده قرار گرفته است، آورده شده است.

برای تدوین سیستم شاخص‌ها در آموزش‌و‌پرورش ابتدا باید هدف‌های آموزش‌و‌پرورش مورد‌نظر قرار گرفته و تعریف شود زیرا اهداف، مبنایی برای تدوین شاخص‌ها هستند و باید توجه داشت که حیات یک سیستم و دلیل وجودی یک نظام، تحقق بخشیدن به اهداف آن است. با توجه به مراتب فوق و با استفاده از رویکرد سیستمی در آموزش‌و‌پرورش، عناصر اصلی نظام آموزشی در سه دسته‌ی درون داد، فرآیند و برون داد طبقه بندی می‌گردد(صافی، 1389: 85).

طرحی که برای طبقه بندی از عناصر کلی نظام آموزش‌و‌پرورش در مقاله حاضر صورت پذیرفته، مبتنی بر آن دسته از شاخص‌هایی است که بیانگر جنبه‌های کمی و کیفی آموزشی، توأما باشند. چرا که برنامه‌ریزی آموزشی طی چند دهه اخیر، در عمل بیشتر به جنبه‌های کمی پرداخته، در حالی که یک نظام آموزشی کارا و مؤثر که دارای یک‌سری اهداف مشخص و صریح و مصمم برای نیل به آنها در قالب برنامه‌های بنیادین توسعه می‌باشد، جهت توفیق در سیاست‌گذاری‌ های صحیح و دقیق آموزشی و تدوین اصولی اهداف بر پایه واقعیت شرایط موجود، نیازمند تصویری از کمیت و کیفیت آموزش، در کنار هم می‌باشد. بدین منظور عناصر نظام آموزشی در این مقاله، در چهار محور فوق الذکر دسته‌بندی شده‌اند و مجموعه‌ای از نشانگر‌های آموزشی درباره هر یک از این چهار محور، طراحی و تدوین شده است که اساس کار این تحقیق را تشکیل می‌دهد.


جدول شماره 1: چهارچوب محورها و شاخص‌های مورد استفاده در سطح‌بندی توسعه‌یافتگی نواحی آموزشی

الف) محور فضاهای آموزشی و پرورشی

ب) محور نیروی انسانی

نسبت کلاس به دانش‌آموزان دوره ابتدایی

نسبت کلاس به دانش‌آموز دوره راهنمایی

نسبت کلاس به دانش‌آموز دوره متوسطه

تعداد مدرسه ابتدایی به ازای هر10 هزار‌ نفر

تعداد مدرسه راهنمایی به ازای هر10هزار نفر

تعداد مدرسه متوسطه به ازای هر10هزار نفر

سرانه فضاهای پرورشی دانش‌آموزان

سرانه فضاهای ورزشی دانش‌آموزان

سرانه کتاب در کتابخانه‌های مدارس

درصد مدارس هوشمند

نسبت کانون‌های فرهنگی- تربیتی به دانش‌آموزان

نسبت کارکنان آموزشی، دفتری و اداری به کل دانش‌آموزان

نسبت کارکنان با مدرک لیسانس به بالای آموزش و پرورش به کل کارکنان

نسبت کارکنان زن لیسانس به بالای آموزش و پرورش به کل کارکنان

نسبت معلمان لیسانس و بالاتر در مقطع ابتدایی

درصد دبیران دارای مدرک بالای لیسانس

نسبت معلمان به دانش‌آموزان دوره ابتدایی

نسبت دبیران به دانش‌آموزان دوره راهنمایی

نسبت دبیران به دانش‌آموزان دوره متوسطه

نسبت دبیران به دانش‌آموزان پیش‌دانشگاهی

ج) محور دانش‌آموزان

د) محور عملکرد

تعداد دانش‌آموزان به کل جمعیت

نسبت دانش‌آموز دختر به پسر در دوره ابتدایی

نسبت دانش‌آموز دختر به پسر در دوره راهنمایی

نسبت دانش‌آموز دختر به پسر در دوره متوسطه

درصد دانش‌آموزان کلاس‌های مختلط ابتدایی

درصد دانش‌آموزان کلاس‌های مختلط راهنمایی

درصد دانش‌آموزان کلاس‌های چند پایه ابتدایی

درصد قبولی دانش‌آموزان ابتدایی

درصد قبولی دانش‌آموزان راهنمایی

درصد قبولی دانش‌آموزان متوسطه

میانگین نمرات(معدل) دانش‌آموزان دوره ابتدایی

میانگین نمرات(معدل) دانش‌آموزان دوره راهنمایی

درصد قبولین کنکور سراسری

تعداد معلمان حائز رتبه‌های برتر(استانی یا کشوری) در جشنواره الگوی برتر تدریس

ماخذ: جمع‌بندی نگارندگان از مطالعات کتابخانه‌ای و اسنادی

برای گردآوری آمار و اطلاعات از روش اسنادی استفاده شده است که با مطالعه کتابخانه‌ای و همین‌طور استفاده از آمار و اطلاعات سالنامه‌های آماری کشوری و استانی و سازمان‌های دولتی خصوصا استانداری و آموزش و پرورش و کتابخانه‌های در دسترس انجام گرفته است. پس از جمع‌آوری آمار و اطلاعات شاخص‌ها و گروه بندی آنها، وزن شاخص‌ها از طریق مقایسه زوجی و تلفیق با روش آنتروپی به‌صورت وزن تعدیل شده بدست آمد. جهت ارزش‌گذاری و رتبه‌بندی نواحی از نظر میزان توسعه آموزشی نیز به بار گذاری شاخص‌های استاندارد شده وزنی در چهارچوب تکنیک تصمیم‌گیری چند شاخصه VIKOR پرداخته شده و نتایج بدست آمده مورد تجزیه و تحلیل قرار می‌گیرد. در ادامه با وارد کردن ارزش‌های رتبه ای سطح‌بندی نهایی نواحی نوزده­گانه آموزشی استان اردبیل در محیط ARC GIS به تهیه نقشه سطوح توسعه‌یافتگی نواحی آموزشی استان پرداخته می‌شود.

با توجه به آنکه در تحقیق حاضر به استفاده عملیاتی از روش VIKOR در سطح‌بندی نواحی آموزشی استان پرداخته شده است، در ادامه تشریح مبسوط­تری از این روش آورده می‌شود. کلمه VIKOR برگرفته از نام صربستانی VlseKriterijumska optimizacija I Kompromisno Resenje به معنی «بهینه‌سازی چند‌معیاره و حل سازشی » است. اپریکوویک و تزنگ در سال 1998 این روش را ارایه و در سال‌های 2002 تا 2007 آنرا توسعه دادند. این روش که مبتنی بر برنامه‌ریزی توافقی مسایل تصمیم گیری چند‌معیاره است، مسایلی با معیارهای نامتناسب و ناسازگار را مورد ارزیابی قرار می‌دهد(عطائی، 1389: 87). روش Vikor برای بهینه‌سازی چند‌معیاره سیستم‌های پیچیده توسعه‌یافته است. این روش روی دسته‌بندی و انتخاب از یک مجموعه گزینه‌ها تمرکز داشته و جواب‌های سازشی را برای یک مسأله با معیارهای متضاد تعیین می‌کند، به‌طوری که قادر است تصمیم‌گیرندگان را برای دستیابی به یک تصمیم نهایی یاری دهد(امیری، 1389: 171). در اینجا جواب سازشی نزدیک‌ترین جواب موجه به جواب ایده‌آل است که کلمه سازش به یک توافق متقابل اطلاق می‌گردد. این جواب سازشی یک شاخص رتبه‌بندی چندمعیاره بر اساس نزدیکی به جواب ایده‌آل را مطرح می‌سازد(اوپریکوویچ، ژنگ، 2007).

مزیت مدل ویکور در این است که الزاما در این مدل جهت ارزیابی گزینه‌ها بر اساس معیارها، نیازی به استفاده از نظرات کارشناسان نیست بلکه می‌توان از داده‌های خام استفاده کرد. این تفاوت اصلی این مدل با روش‌های تحلیل سلسله مراتبی و تحلیل شبکه‌ای می‌باشد که بر اساس مقایسات زوجی معیارها و گزینه‌ها طراحی شده بود در حالی‌که در این مدل مقایسات زوجی بین معیارها و گزینه‌ها صورت نمی‌گیرد بلکه هر گزینه به صورت مستقل بر اساس هر معیار ارزیابی می‌شود. این ارزیابی می‌تواند بر اساس داده‌های خام باشد یا بر‌اساس نظر کارشناس. بنابراین هدف اصلی این مدل تعیین وزن و ارزش هر گزینه و رتبه‌بندی آنها است.

یکی دیگر از مزایای روش ویکور اینست که در این روش نیازی به نرم افزارهای پیچیده نیست و با توجه به این‌که تمام مراحل آن از فرمول‌های ریاضی استفاده می‌شود می‌توان از نرم‌افزار اکسل برای پیشبرد هدف استفاده کرد. مراحل اجرای این روش به ترتیب زیر می‌باشد:

مرحله اول: تشکیل ماتریس تصمیم

مرحله دوم: استانداردسازی ماتریس تصمیم

 مرحله سوم: تعیین بردار وزن شاخص‌ها 

مرحله چهارم: تعیین بهترین و بدترین مقدار از میان مقادیر موجود برای هر معیار

مرحله پنجم: محاسبه مقدار سودمندی(S) و مقدار تاسف(R)

مرحله ششم: محاسبه شاخص ویکور(مقدار Q)

مرحله هفتم: رتبه‌بندی گزینه‌ها بر اساس مقادیر R، S، Q

با توجه به آنکه در مسأله سطح‌بندی مقاله حاضر، 34معیار(n) و 19ناحیه(m) وجود دارد به منظور سطح‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل با استفاده از این روش، مراحل ذیل را دنبال شده است.


گام اول: تشکیل ماتریس تصمیم؛ با توجه به تعداد معیارها، تعداد نواحی آموزشی و ارزیابی همه نواحی آموزشی در ارتباط با معیارهای مختلف، ماتریس تصمیم به صورت زیر تشکیل می‌شود که در آن xij معرف صورت وضعیت ناحیه آموزشی i(i=1، 2، …، m) در رابطه با معیار j(j=1، 2، …، n) می‌باشد.

گام دوم: در این مرحله با استانداردسازی داده‌ها، سعی می‌شود معیارها با ابعاد مختلف به معیارهایی بی‌بعد تبدیل شوند و ماتریس F به صورت زیر تعریف می‌شود.


که در این ماتریس:

 

گام سوم: وزن­ها(wj) اختصاص یافته به هر صفت تعیین می­شود؛ مجموع وزن­ها باید به گونه­ای باشد که رابطه زیر بدست آید.   1 0 و 1=

گام چهارم: تعیین بهترین و بدترین مقدار از میان مقادیر موجود برای هر معیار؛

برای هر معیار، بهترین و بدترین هر یک را در میان همه گزینه‌ها تعیین کرده و به ترتیب   و   نامیده می‌شود.

 

                i= 1، 2، …، m       j= 1، 2، …، n

   اگر تمامی  به هم پیوند زده­شوند یک ترکیب بهینه با بیشترین امتیاز خواهد داد(نقطه ایده آل مثبت) و در مورد  نیز بدترین امتیاز(نقطه ایده آل منفی) ایجاد خواهد شد. 

گام پنجم: محاسبه مقدار سودمندی(S) و مقدار تاسف(R) برای هر گزینه؛

مقادیر S و R با توجه به روابط زیر محاسبه می‌شوند:

 

 

گام ششم: محاسبه شاخص ویکور(مقدار Q)؛ برای هر یک از گزینه ها مقدار شاخص ویکور از رابطه زیر بدست می‌آید.

 

   

در این رابطه Qi نیز شاخص Vikor بوده و ارزش Vikor گزینه i ام را بیان می­کند

   بیان کننده نرخ فاصله از حل ایده آل و  بیان کننده نرخ فاصله از حل ضدایده آل است و پارامتر v با توجه به میزان توافق گروه تصمیم گیرنده انتخاب می‌شود. در صورت توافق بالا، مقدار آن بیش از 5/0و در صورت توافق با اکثریت آرا مقدار آن مساوی 5/0و در صورت توافق پایین مقدار آن کم‌تر از 5/0 خواهد بود(عطائی، 1389: 91).

گام هفتم: رتبه‌بندی گزینه ها بر اساس مقادیر Qi؛

در این مرحله بر اساس شاخص ویکور(مقادیر Qi) محاسبه شده در گام قبل، گزینه‌ها از کوچک‌تر به بزرگتر مرتب و رتبه‌بندی شده و سپس تصمیم‌گیری می‌شود.

   با توجه به مباحث یاد شده، در مقاله حاضر، ابتدا با استفاده از روش VIKOR سطح‌بندی در چهار محور 1) فضاهای آموزشی- پرورشی 2)نیروی انسانی 3)دانش‌آموزان 4)عملکرد اقدام گردیده و در گام آخر تعیین سطح توسعه‌یافتگی آموزشی به لحاظ مجموع معیارها و شاخص‌های مورد استفاده در محورهای چهارگانه فوق‌الذکر پرداخته شده است. در نهایت نواحی آموزشی استان براساس سطح توسعه‌یافتگی آموزشی و برخورداری از شاخص‌های آموزشی مورد مطالعه تحقیق حاضر، به سطوح پنجگانه توسعه‌یافتگی، طبقه بندی شده­اند. هر چه قدر نواحی، به سطح اول نزدیک می‌شوند بیانگر مطلوبیت و توسعه‌یافتگی نواحی می‌باشد و بر عکس هر چه قدر نواحی، به سطح پنجم نزدیک می‌شوند بیانگر محرومیت آموزشی نواحی می‌باشد.

یافته‌های تحقیق

در کاربرد روش‌های کمی، رعایت جوانب احتیاط ضرورت داشته و صرف استفاده از یک یا چند مدل کمی نمی‌تواند نمایانگر واقعیات موجود یک جامعه باشد. این امر را می‌توان ناشی از چندین عامل از جمله ضعف روش‌های کمی در ارایه تحلیل دقیق از وضع موجود اجتماعات انسانی و رفتار آنها، عدم امکان کمی کردن متغییرها در مدل‌های کمی دانست. در عین حال انجام مطالعات میدانی برای درک واقعیت های جغرافیای رفتاری اجتماعات انسانی امر ضروری و الزام آوری است(بدری، اکبریان رونیزی، 1385: 6).

3ـ1ـ سطح‌بندی نواحی آموزشی به لحاظ گروه شاخص‌های فضاهای آموزشی- پرورشی


مطابق جدول شماره 2، رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان به لحاظ گروه شاخص‌های فضاهای آموزشی- پرورشی و بر اساس داده‌های آماری شاخص‌های آموزشی در سال 1390، ناحیه خورش رستم رتبه اول و ناحیه سرعین رتبه آخر این گروه از شاخص‌ها را کسب نموده‌اند. همچنین برابر بررسی های صورت گرفته به لحاظ شاخص‌های فضای آموزشی- پرورشی، نواحی خورش رستم و شاهرود در سطح اول توسعه، ناحیه 2 اردبیل در سطح سوم، ناحیه 1 اردبیل در سطح چهارم توسعه قرار دارند. نواحی محروم این گروه از شاخص‌ها که در سطح پنجم توسعه جای گرفته­اند عبارتند از: ناحیه قشلاقدشت و سرعین(نقشه شماره 2).

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 2: رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل به لحاظ شاخص فضاهای آموزشی- پرورشی

شاخص

ویکورQ

ناحیه

رتبه

شاخص

ویکورQ

ناحیه

رتبه

7242/0

گرمی

11

0533/0

خورش رستم

1

7452/0

لاهرود

12

1026/0

شاهرود

2

7715/0

پارس اباد

13

2530/0

نیر

3

7901/0

ناحیه 1

14

2805/0

بیله سوار

4

8411/0

اصلاندوز

15

3641/0

کوثر

5

8558/0

ارشق

16

5291/0

خلخال

6

8658/0

انگوت

17

6278/0

ناحیه 2

7

9816/0

قشلاقدشت

18

6796/0

مشکین

8

9936/0

سرعین

19

6896/0

نمین

9

     

6970/0

هیر

10

ماخذ: محاسبات نگارندگان

3-2- سطح‌بندی نواحی آموزشی به لحاظ گروه شاخص‌های نیروی انسانی

برابر بررسی­های صورت گرفته، به لحاظ شاخص‌های نیروی انسانی، ناحیه خلخال در سطح اول توسعه، سرعین در رتبه دوم و ناحیه 2 اردبیل و ناحیه 1 اردبیل در سطح سوم توسعه قرار دارند. نواحی محروم این گروه از شاخص‌ها که در سطح پنجم توسعه جای گرفته­اند عبارتند از: ناحیه ارشق و هیر(نقشه شماره 3). همین طور رتبه­بندی این گروه از شاخص‌ها در جدول شماره 3 آمده است و طبق آن جدول، ناحیه خلخال رتبه اول و هیر رتبه آخر این گروه را کسب کرده‌اند. آنچه واضح و مشخص است، این است که از بین نواحی 19 گانۀ آموزشی استان، آن عده از نواحی که بخش مرکزی شهرستان‌های 10 گانۀ استان را شامل می‌شوند، همگی در رتبه‌بندی در این گروه از شاخص‌ها، قبل از بخش‌های پیرامونی خود جای گرفته­اند. بغیر از گرمی، که در رتبه‌ای پایین‌تر از بخش انگوت و پارس‌آباد که در رتبه پایین‌تر از بخش اصلاندوز قرار گرفته­اند. نواحی دو گانۀ مرکز استان یعنی ناحیه1 و ناحیه2 اردبیل در این گروه از شاخص‌ها بترتیب در رتبه‌های سوم و چهارم و بعد از نواحی خلخال و سرعین جای گرفته‌اند.

جدول شماره 3: رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل به لحاظ شاخص‌های نیروی انسانی

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

7116/0

قشلاقدشت

11

00024/0

خلخال

1

7700/0

اصلاندوز

12

3052/0

سرعین

2

7794/0

کوثر

13

41311/0

ناحیه 1

3

8046/0

شاهرود

14

41315/0

ناحیه 2

4

8331/0

پارس اباد

15

4189/0

بیله سوار

5

8455/0

لاهرود

16

4473/0

خورش رستم

6

8463/0

گرمی

17

4988/0

نمین

7

9385/0

ارشق

18

6005/0

انگوت

8

9996/0

هیر

19

6257/0

نیر

9

     

6278/0

مشکین

10

ماخذ: محاسبات نگارندگان

3ـ3ـ سطح‌بندی نواحی آموزشی به لحاظ گروه شاخص‌های دانش‌آموزان

  در گروه شاخص‌های توسعه دانش‌آموزان، نواحی 1و2 اردبیل در سطح اول توسعه قرار گرفته­اند و نواحی محروم این گروه از شاخص‌ها که در سطح پنجم توسعه جای گرفته­اند عبارتند از: ناحیه انگوت، ارشق و کوثر(نقشه شماره 4). همین طور رتبه‌بندی این گروه از شاخص‌ها در(جدول شماره 4) آمده است و طبق آن جدول، ناحیه 1 اردبیل رتبه اول و ناحیه کوثر رتبه آخر این گروه را کسب کرده­اند. آنچه واضح و مشخص است، این است که از بین نواحی نوزده­گانۀ آموزشی استان، آن عده از نواحی که بخش مرکزی شهرستان‌های 10 گانۀ استان را شامل می‌شوند، همگی در رتبه­بندی در این گروه از شاخص‌ها، قبل از بخش‌های پیرامونی خود جای گرفته‌اند و نشان از آن دارد که این نواحی(بخش مرکزی شهرستان‌ها) به دلیل تأثیرات انتشاراتی توسعه نواحی مرکز استان، توانسته‌اند جایگاه مناسبی را در رتبه­بندی ناحیه‌ای استان پیدا کنند. ناحیه2 اردبیل در این گروه از شاخص‌ها در جایگاه دوم قرار گرفته است.

3ـ4ـ سطح‌بندی نواحی آموزشی به لحاظ گروه شاخص‌های عملکرد

بر اساس محاسبات انجام گرفته، به لحاظ گروه شاخص‌های عملکرد، نواحی 1و2 اردبیل در سطح اول توسعه قرار دارند. نواحی محروم این گروه از شاخص‌ها که در سطح پنجم توسعه جای گرفته­اند عبارتند از: ارشق، لاهرود، هیر، بیله سوار، اصلاندوز و شاهرود(نقشه شماره 5). طبق جدول شماره 5 نیز، ناحیه 1 اردبیل رتبه اول و شاهرود رتبه آخر این گروه را کسب کرده­اند. آنچه واضح و مشخص است، این است که از بین نواحی نوزده­گانۀ آموزشی استان، آن عده از نواحی که بخش مرکزی شهرستان‌های10گانۀ استان را شامل می‌شوند، همگی در رتبه‌بندی در این گروه از شاخص‌ها، به غیر از بیله‌سوار که در رتبه‌ای پائین‌تر از بخش قشلاقدشت قرار گرفته است؛ قبل از بخش‌های پیرامونی خود جای گرفته‌اند.


 

 

جدول شماره 4:رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل به لحاظ گروه شاخص‌های دانش‌آموزان

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

5968/0

گرمی

11

0. 00

ناحیه 1

1

7220/0

قشلاقدشت

12

0634/0

ناحیه 2

2

7508/0

سرعین

13

2542/0

پارس اباد

3

8132/0

خورش رستم

14

3029/0

مشکین

4

8299/0

نیر

15

3256/0

خلخال

5

8402/0

اصلاندوز

16

3410/0

بیله سوار

6

9278/0

انگوت

17

3565/0

نمین

7

9321/0

ارشق

18

4891/0

هیر

8

1

کوثر

19

5653/0

لاهرود

9

     

5866/0

شاهرود

10

ماخذ: محاسبات نگارندگان

 


جدول شماره5: رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل به لحاظ شاخص‌های عملکرد

 


Vikor  Q

ناحیه

رتبه

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

8391/0

کوثر

11

0. 00

ناحیه 1

1

8530/0

مشکین

12

0995/0

ناحیه 2

2

8666/0

خورش رستم

13

4767/0

گرمی

3

9624/0

ارشق

14

5972/0

نمین

4

9735/0

لاهرود

15

7228/0

خلخال

5

9736/0

هیر

16

7229/0

انگوت

6

9855/0

بیله سوار

17

7406/0

قشلاقدشت

7

9968/0

اصلاندوز

18

7432/0

پارس اباد

8

1

شاهرود

19

8301/0

نیر

9

   

 

8329/0

سرعین

10

ماخذ: محاسبات نگارندگان

3ـ5ـ سطح‌بندی نواحی آموزشی به لحاظ شاخص‌های تلفیقی

برابر بررسی‌های صورت گرفته ناحیه 2 اردبیل و ناحیه 1 اردبیل بترتیب رتبه اول و دوم را به خود اختصاص داده‌اند. ناحیه ارشق در این گروه در رتبه آخر جای گرفته است(جدول شماره 6). نگاهی دوباره به آمار وضع موجود ناحیه ارشق کمک بزرگی به درک هر چه بهتر این نتیجه خواهد بود. از تعداد کل کلاس‌های ابتدایی موجود در این ناحیه(یعنی 204کلاس)، تنها 7 کلاس آن مختص مناطق شهری و بقیه یعنی 197 کلاس مختص مناطق روستایی می‌باشد. وضعیت در دوره­های راهنمایی و متوسطه نیز شبیه دوره ابتدایی است. از کل جمعیت 25805 نفری این ناحیه تنها 6075 نفر یعنی به عبارتی 54/23% ساکن مناطق شهری هستند و وجود مناطق اکثرا روستایی، یکی از علت­های اصلی منزوی ماندن و محرومیت این ناحیه از جهاتی چون امکانات و تجهیزات و نیروهای انسانی کارآمد شده است. نواحی 2و1 اردبیل در سطح اول توسعه و ناحیه ارشق با فاصله زیادی که از دیگر نواحی قرار گرفته در پایین­ترین سطح توسعه قرار دارد(نقشه شماره 6) و نزدیک‌ترین نواحی به ارشق، نواحی هیر و اصلاندوز می­باشند که در سطح چهارم توسعه جای دارند و این دو ناحیه را می‌توان به همراه ناحیه ارشق، نواحی محروم استان اردبیل به لحاظ آموزشی دانست.

هر چند که نظام برنامه‌ریزی متمرکز در ایران سبب شکل‌گیری الگوی توسعه فضایی ناحیه‌ای مرکز- پیرامون گردیده که این الگو در داخل مناطق(استان‌ها) نیز منجر به زیر نظام­های منطقه‌ای مرکز- پیرامون شده است. این عوامل در استان نیز سبب گردیده نواحی مرکزی شهرستان‌ها در الگوی توسعه ناحیه‌ای از جایگاه و رتبه مناسبی برخوردار باشند. ولی وجود مناطق روستایی محروم و دورافتاده برخی از این نواحی باعث شده بعضی از نواحی نتوانند جایگاه خود را در بعضی از شاخص‌ها در توسعه ناحیه‌ای حفظ کنند.

 

 

 

 

 

 

جدول شماره 6: رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل به لحاظ شاخص‌های تلفیقی

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

Vikor  Q

ناحیه

رتبه

4431/0

لاهرود

11

0149/0

ناحیه 2

1

4460/0

بیله سوار

12

0223/0

ناحیه 1

2

4607/0

سرعین

13

2659/0

خورش رستم

3

4642/0

مشکین

14

2910/0

گرمی

4

4673/0

پارس اباد

15

2990/0

خلخال

5

4753/0

قشلاقدشت

16

3234/0

نمین

6

5363/0

هیر

17

3519/0

نیر

7

6324/0

اصلاندوز

18

4012/0

شاهرود

8

9267/0

ارشق

19

4167/0

انگوت

9

     

4245/0

کوثر

10

ماخذ: محاسبات نگارندگان

بحث و نتیجه­گیری

آموزش، همواره از دغدغه‌های دولت‌ها در دستیابی به توزیع عادلانه امکانات و تخصص­ها بوده است و به همین دلیل در زمره مهم‌ترین سیاست‌های عمومی قرار داشته است. آموزش عمومی، بهره‌وری افراد کم درآمد و بی­بضاعت را ارتقاء می‌دهد، چرا که موقعیت آن‌ها را در بازار کار بهبود می‌بخشد و در نتیجه از طریق آموزش می‌توان شکاف‌های درآمدی و رفاهی را کاهش داد که این خود بر درجه توسعه‌یافتگی کشور تأثیر می‌گذارد. و هدف از رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان، کمک به سیاست گذاری‌های مناسب جهت رفع محرومیت‌های بین نواحی و بهبود شاخص‌های آموزشی است که در نهایت منجر به تخصیص مناسب منابع، امکانات و فرصت‌های آموزشی استان بین نواحی گردد. 

برابر بررسی‌های انجام شده و رتبه­بندی نواحی آموزشی آموزش و پرورش استان اردبیل از نظر توسعه‌یافتگی آموزشی با استفاده از 34 شاخص آموزشی و تجزیه و تحلیل این شاخص‌ها در مدل Vikor در سال مورد مطالعه(سال تحصیلی 91-1390)، وجود نابرابری و برخی تفاوت‌های اساسی در برخورداری از این شاخص‌ها میان بخش‌های استان و نواحی آموزشی آن به وضوح قابل تشخیص است. برابر نتایج حاصل از بررسی انجام شده در مدل، در سال 1390، شهر اردبیل با دو ناحیه آموزشی(ناحیه 2و1) به عنوان مرکز و قطب رشد ناحیه به عنوان رتبه اول و دوم و ناحیه خورش رستم از بخش‌های شهرستان خلخال، به عنوان رتبه سوم و ناحیه ارشق از بخش‌های شهرستان مشکین شهر به عنوان رتبه آخر از لحاظ توسعه آموزشی شناسایی شده‌اند(نمودار 1). بررسی صورت گرفته پیرامون علل نابرابری‌های ناحیه‌ای در ایران حکایت از آن دارد که شکل‌گیری نابرابری‌های ناحیه‌ای در ایران بازتاب و برآیند عوامل طبیعی، اقتصاد سیاسی، مسایل قومی و فرهنگی، نارسایی نظام برنامه‌ریزی، دوگانگی اقتصادی و قطب­های رشد بوده که عملکردهای اقتصادی اجتماعی، فرهنگی، سیاسی و حتی آموزشی نواحی را تحت­الشعاع قرار داده و بر عقب­ماندگی نواحی در ایران دامن زده است. به‌طوری‌که نواحی مرکزی کشور به دلیل موقعیت مناسب جغرافیائی به لحاظ سیاسی- امنیتی از سوی توجهات سیاسی خاص نظام از سوی دیگر موجب شده است نواحی این مناطق جایگاه مناسب خود را در نظام سلسله مراتبی توسعه بازیابند.

 

نمودار شماره 1: رتبه‌بندی نواحی آموزشی استان اردبیل از لحاظ توسعه آموزشی

آن چه که از نمودار(شماره 1) نیز کاملا مشهود و هویداست، این است که نواحی نوزده­گانه آموزشی استان اردبیل به لحاظ توسعه‌یافتگی آموزشی شکل پلکانی با پنج پله یا سطح در اندازه‌های متفاوت قابل رویت است. پله یا سطح اول با اندازه قاعده کوچک که فقط در برگیرنده‌ی دو ناحیه(2و1 اردبیل)ـ مرکز استان- می‌باشد. در پله یا سطح دوم نواحی خورش رستم، گرمی، خلخال، نمین و نیر جای گرفته‌اند. سطح سوم، با اندازه قاعده بزرگ 9 ناحیه آموزشی را در خود جای داده است. پله چهارم دو ناحیه هیر و اصلاندوز را دارد و پله پنجم یا آخرین پله ناحیه ارشق قرار گرفته است.

تشخیص تقسیم‌بندیهای سرزمینی از نظر برخورداری‌ها و اولویت‌بندیهای آنها برای اقدامات بعدی، همواره از دل- ‌مشغولی‌های دست‌اندرکاران و مسؤولان توسعه و عمران در هر شکلی بویژه در طرح ریزی‌های مختلف بوده است. نواحی آموزشی مرکزی استان اردبیل(ناحیه 2و 1 شهرستان اردبیل) به دلیل مرکزیت اداری- سیاسی در استان توانسته به عنوان کلانشهر، حاکمیت و برتری خود را تثبیت کرده و فاصله بسیاری با نواحی دیگر از نظر برخورداری از شاخص‌های توسعه آموزشی داشته باشد و نواحی پیرامونی به دلایلی همچون گوناگونی و ناهمگونی فرهنگی، اقتصاد سیاسی ضعیف، نظام متمرکز برنامه‌ریزی، دوری از مرکز، دوری از محور‌های اصلی توسعه در بعضی نواحی و غیره، نتوانسته‌اند جایگاه مناسبی را به لحاظ برخورداری از امکانات و خدمات توسعه پیدا کنند. لذا لزوم توسعه آموزشی و گسترش قابلیت‌ها، منابع و فرصت‌های آموزشی‌و‌پرورشی در سراسر استان بخصوص نواحی پایین‌دستی شاخص آموزشی بیش از پیش احساس می‌گردد. و چنین استدلال می‌شود الگوی فضایی مرکز- پیرامون در استان بوجود آمده است. نواحی مرکزی با جذب امکانات، منابع و خدمات از نواحی پیرامونی رشد کرده‌اند و اثرات انتشاراتی ضعیفی بر توسعه نواحی پیرامونی داشته‌اند و از آنجا که پوشش تحصیلی جمعیت لازم التعلیم یکی از مهم‌ترین شاخص‌های آموزشی و حتی اندازه‌گیری توسعه انسانی می‌باشد لذا تخصیص منابع مالی غیرپرسنلی در آموزش‌و‌پرورش براساس جمعیت لازم التعلیم بین نواحی استان صورت پذیرد تا نواحی محروم با استفاده از روش‌های نوین ارایه خدمات آموزشی جمعیت خارج از نظام آموزشی را نیز تحت پوشش آموزش‌و‌پرورش درآورند و موجبات ارتقائ سطح توسعه آموزشی و انسانی ناحیه خود را فراهم آورند. با این حال با آگاهی و شناخت پتانسیل‌ها و نقاط قوت و ضعف مناطق پیرامون می‌توان گام‌های اساسی در رشد و شکوفایی این مناطق برداشت و با سرمایه‌گذاری در پتانسیل‌ها و استعدادهای مناطق محروم در جهت مرتفع ساختن این کاستی‌ها اقدامات مفیدی انجام داد.

 



[1]. Arthur.C Nelson

[2]. Vikor (VlseKriterijumska optimizacija I Kompromisno Resenje)

ابراهیم زاده، عیسی؛ اسکندری ثانی، محمد(1389) کاربرد تحلیل عاملی در تبیین الگوی فضایی توسعه و توسعه نیافتگی شهری- منطقه‌ای در ایران، فصلنامه جغرافیا و توسعه، شماره 17، بهار 1389، صص 28- 7.

ابراهیم زاده، عیسی؛ سرگلزهی، احمد رضا؛ خسروی، مهدی(1380) سنجش درجه توسعه‌یافتگی روستاهای استان سیستان و بلوچستان، مجله علوم انسانی دانشگاه سیستان و بلوچستان، شماره 13، 1380، ص9ـ8.

اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل(1391) آمارنامه آموزش و پرورش استان اردبیل، سال تحصیلی 91- 1390.

اسماعیل سرخ، جعفر(1380) کردستان و مسأله نابرابری‌های آموزشی، فصلنامه پژوهش و برنامه‌ریزی درآموزش عالی، شماره 19، صص181- 143.

اسماعیلی، محمد(1377) مقایسه شاخص‌های آموزشی و تربیتی مدارس راهنمایی شبانه روزی و عادی استان اردبیل، شورای تحقیقات آموزش، اداره کل آموزش و پرورش استان اردبیل، زمستان 1377.

امیری، مقصود(1389) تصمیم­گیری گروهی برای انتخاب ابزار ماشین با استفاده از روش ویکور فازی، فصلنامه علمی- پژوهشی مطالعات مدیریت صنعتی، سال ششم، شماره 16، بهار 1389، صص 188- 167.

بدری، سیدعلی؛ اکبریان رونیزی، سعیدرضا(1385) مطالعه تطبیقی کاربرد روش‌های سنجش توسعه‌یافتگی در مطالعات ناحیه ای، مجله جغرافیا و توسعه، بهار و تابستان 1385، شماره 7، صص 5- 22.

برزویان، صمد(1374) تعیین درجه توسعه‌یافتگی شهرستان‌های استان مازندران، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه تربیت مدرس، تهران.

 تقوایی، مسعود؛ قائدرحمتی، صفر(1385) تحلیل شاخص‌های توسعه فرهنگی استان‌های کشور، مجله جغرافیا و توسعه ناحیه­ای، شماره 7، پائیز و زمستان 1385، صص132-117.

جمعه پور، محمود(1387) مقدمه­ای بر برنامه‌ریزی توسعه روستایی: دیدگاه‌ها و روش‌ها، سازمان مطالعه و تدوین کتب علوم انسانی دانشگاه‌ها(سمت) تهران.

خاکپور براتعلی(1385) سنجش میزان توسعه‌یافتگی دهستان­های شهرستان شیروان به منظور برنامه‌ریزی ناحیه­ای، مجله جغرافیا و توسعه ناحیه‌ای، بهار و تابستان 1385، شماره 7، صص 133- 145.

دهقانی زاده، مجید؛ رعیتی شوازی، علیرضا(1390) تعیین درجه توسعه‌یافتگی شهرستان‌های استان یزد، طرح پژوهشی معاونت برنامه‌ریزی استانداری یزد.

زیاری، کرامت اله؛ زنجیرچی، سیدمحمود؛ سرخ کمال، کبری(1389) بررسی و رتبه‌بندی درجه توسعه‌یافتگی شهرستان‌های خراسان رضوی با استفاده از تکنیک تاپسیس، پژوهشهای جغرافیای انسانی، شماره 72، صص30- 17.

سارکی، ناصر(1375) تعیین درجه توسعه‌یافتگی شهرستان‌های استان کرمانشاه، مجله تازه‌های اقتصاد، شماره 57، صص57-53.

سلامی، رضا(1376) بررسی اجمالی توسعه پایدار، نشریه رهیافت، شماره هفدهم، زمستان 1376.

صافی، احمد(1379) سازمان و قوانین آموزش و پرورش ایران، تهران، انتشارات سمت.

صافی، احمد(1389) سازمان و مدیریت در آموزش و پرورش، چاپ 16، تهران، انتشارات ارسباران.

صافی الف، احمد(1390) آموزش وپرورش ابتدایی، راهنمایی و متوسطه، چاپ یازدهم، تهران، انتشارات سمت.

صافی ب، احمد(1390) مسایل آموزش و پرورش ایران، نشر ویرایش، چاپ سوم، تهران.

ضرابی، اصغر؛ شاهیوندی، احمد(1389) تحلیلی بر پراکندگی شاخص‌های توسعه اقتصادی در استان‌های ایران، جغرافیا و برنامه‌ریزی محیطی، تابستان 1389، شماره38، صص32- 17.

عطائی، محمد(1389) تصمیم گیری چند معیاره، چاپ اول، دانشگاه صنعتی شاهرود، شاهرود.

علاقه بند، علی(1371) مبانی و اصول مدیریت آموزشی، انتشارات بعثت، تهران.

عمید، حسین(1385) فرهنگ عمید، انتشارات امیر کبیر، تهران.

گلکار، محمد(1382) توسعه پایدار و محیط زیست در ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد، دانشکده حقوق و علوم سیاسی، دانشگاه تهران.

مرکز آمار ایران، سرشماریهای عمومی نفوس و مسکن، سال 1390.

منظری توکلی، علیرضا، و همکاران(1391) توسعه عدالت آموزشی و پرورشی یا مجتمع‌های آموزشی و پرورشی، مجموعه مقالات اولین همایش مجتمع‌های آموزشی و پرورشی شهری.

موسوی، میرنجف(1382) سنجش درجه توسعه‌یافتگی نواحی ایران، پایان نامه کارشناسی ارشد جغرافیا و برنامه‌ریزی شهری، دانشگاه یزد، زمستان 1382.

میرغفوری، سیدحبیب الله و صدقی آرانی(1385) بررسی وضعیت توسعه‌یافتگی شهرستان‌های استان یزد از نظر مؤلفه­های اطلاع رسانی در سال‌های 1384- 1380، فصلنامه کتابداری و اطلاع رسانی، شماره اول، جلد11.

نسترن، مهین(1382) تبیین فضایی و تحلیل پراکنش نماگرهای آموزشی(مطالعه موردی: مناطق شهری اصفهان)، مجله پژوهشی علوم انسانی دانشگاه اصفهان، شماره 15، صص 58-39.

نسترن، مهین؛ فتاحی، سارا(1388) سطح‌بندی شهرستان‌های استان گلستان از نظر شاخص‌های توسعه‌یافتگی با استفاده از روش تحلیل عاملی، فصلنامه جغرافیا و مطالعات محیطی، سال اول، شماره 1، پائیز 1388، صص56- 43.

نسترن، مهین؛ گنجعلی زاده، بهناز(1388) تحلیل درجه توسعه‌یافتگی شهرستان‌های استان آذربایجان شرقی، فصلنامه ساخت شهر، شماره 12، صص 35- 25.

نقدی، اسدالله؛ صادقی، رسول(1385) حاشیه نشینی چالشی فراروی توسعه پایدار شهری با تأکید بر شهر همدان، فصلنامه علمی پژوهشی رفاه اجتماعی، سال پنجم، شماره 20، صص 233ـ213.

نقی­زاده، محمد(1379) فرهنگ اسلامی و توسعه پایدار، فصلنامه مدیریت شهری، سال اول، شماره 3، پاییز1379.

Arthur C,. N. (1994). The raleaf regional development management in central city، revitalization، Journal of Planning literature، vol 8 No 4. May.

UNDP. (1991). Human Development Report 1991، New York، 1991. Pp 7- 23.

Opricovic، S.، & Tzeng، G. H. (2007). Extended VIKOR method in comparison with outranking methods. European Journal of operational Research، 178(2)، 514-529.

Ramatu M. AL-Hassan. (2007). Regional Disparities in Ghana: Policy Options and Public Investment Implications، IFPRI Discussion Paper No. 693.

Bennett C.، Both C. & Yeadle S. (2001). Mainstreaming equality in the committees of the Scottish parliament. University of strathclyde.

Leinonen، T. (2000). Equality of education: a comparative study of educational ideologies of the world bank and the government of Zambia in 1971-1996. University of Tampere.


دوره 2، شماره 4
بهار و تابستان 1393
صفحه 37-66
  • تاریخ دریافت: 02 اردیبهشت 1392
  • تاریخ بازنگری: 15 مرداد 1392
  • تاریخ پذیرش: 26 شهریور 1392