مهاجرت علمی: تأملی بر دلایل تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد از سایر رشته‌ها به مدیریت آموزشی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه مدیریت آموزشی، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

2 دانشجوی دکتری رشته مدیریت آموزشی، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

3 کارشناسی ارشد رشته مدیریت آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی دلایل تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد از سایر رشته­ها به مدیریت آموزشی و بررسی وضعیت این دانشجویان در دوران تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد می­باشد. به بیان دیگر، دلایل تغییر رشته دانشجویان از سایر رشته‌ها به مدیریت آموزشی چه بوده و در حال حاضر چه نوع ارزیابی­ها و سوگیری­هایی نسبت به رشته مدیریت آموزشی دارند؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی پیمایشی صورت گرفته و ابزار آن مصاحبه بوده است. بدین ترتیب با 71 نفر از افرادی که رشته­ی اولیه­شان غیرمدیریت آموزشی بوده و برای مقطع کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی را انتخاب کرده­اند مصاحبه به عمل آمده است. داده­های حاصل از مصاحبه­ها نیز با به­گارگیری روش تحلیل تماتیک، تجزیه و تحلیل شده­اند. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین دلایل گرایش به مدیریت آموزشی در این پژوهش عبارت‌اند است از: علاقمندی، زمینه و ضرورت شغلی. همچنین، انتظارات دانشجویانی که از سایر رشته‌ها به رشته‌ی مدیریت آموزشی گرایش پیدا کرده‌اند، در دو مقوله­ی بازارکار و آموزش قرار داشت. دیگر یافته‌ها حاکی از این بود که، نگرش دانشجویانی که به مدیریت آموزشی تغییر رشته‌ داده‌اند نسبت به این رشته مثبت است و اکثریت عقیده داشتند که این رشته برای آن­ها دستاوردهایی (مادی و معنوی) به همراه داشته  . با این‌حال، ضعف‌ها و مشکلات این رشته در سه مقوله و به ترتیب در سه زمینه شامل: بازار کار، مشکلات آموزشی و پژوهشی و موقعیت اجتماعی مشخص شد.

کلیدواژه‌ها

عنوان مقاله [English]

Academic migration: A reflection on the reasons of changing majors to educational administration in MA from other courses

نویسندگان [English]

  • H Z 1
  • Mohammad Farzaneh 2
  • Fatemeh Darabi 3

1 UNI

2 Ph.D. Student in Educational Administration, Faculty of Management, Kharazmi University of Tehran, Iran

3 MSc. Educational Administration, Faculty of Psychology and Educational Sciences, Kharazmi University of Tehran, Iran.

مهاجرت علمی: تأملی بر دلایل تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد از سایر رشته­ها به مدیریت آموزشی

حسن­رضا زین­آبادی[1]، *محمد فرزانه[2]، فاطمه دارابی [3]

                                                                                                 تاریخ دریافت: 27/10/1396

                                                                                                 تاریخ پذیرش : 23/05/1397

 

 

چکیده

هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی دلایل تغییر رشته در مقطع کارشناسی ارشد از سایر رشته­ها به مدیریت آموزشی و بررسی وضعیت این دانشجویان در دوران تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد می­باشد. به بیان دیگر، دلایل تغییر رشته دانشجویان از سایر رشته‌ها به مدیریت آموزشی چه بوده و در حال حاضر چه نوع ارزیابی­ها و سوگیری­هایی نسبت به رشته مدیریت آموزشی دارند؟ این پژوهش با استفاده از روش توصیفی پیمایشی صورت گرفته و ابزار آن مصاحبه بوده است. بدین ترتیب با 71 نفر از افرادی که رشته­ی اولیه­شان غیرمدیریت آموزشی بوده و برای مقطع کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی را انتخاب کرده­اند مصاحبه به عمل آمده است. داده­های حاصل از مصاحبه­ها نیز با به­گارگیری روش تحلیل تماتیک، تجزیه و تحلیل شده­اند. یافته­های پژوهش حاکی از آن است که مهم‌ترین دلایل گرایش به مدیریت آموزشی در این پژوهش عبارت‌اند است از: علاقمندی، زمینه و ضرورت شغلی. همچنین، انتظارات دانشجویانی که از سایر رشته‌ها به رشته‌ی مدیریت آموزشی گرایش پیدا کرده‌اند، در دو مقوله­ی بازارکار و آموزش قرار داشت. دیگر یافته‌ها حاکی از این بود که، نگرش دانشجویانی که به مدیریت آموزشی تغییر رشته‌ داده‌اند نسبت به این رشته مثبت است و اکثریت عقیده داشتند که این رشته برای آن­ها دستاوردهایی (مادی و معنوی) به همراه داشته  . با این‌حال، ضعف‌ها و مشکلات این رشته در سه مقوله و به ترتیب در سه زمینه شامل: بازار کار، مشکلات آموزشی و پژوهشی و موقعیت اجتماعی مشخص شد.

واژههای کلیدی: مهاجرت علمی، تغییر رشته، کارشناسی ارشد، مدیریت آموزشی

 

 

 

 

 

مقدمه

یکی از انتخاب‌های مهم زندگی هر فرد پس از پایان تحصیلات متوسطه، انتخاب رشته‌ی تحصیلی دانشگاهی است. این انتخاب به دلیل تأثیر زیادی که در تعیین سرنوشت افراد دارد، تحت تأثیر عوامل مختلفی قرار می‌گیرد (جوادی، حسن­زاده و صالح­زاده، 1385). در همین رابطه، یکی از پدیده‌های شایع و طبیعی در نظام آموزشی هر کشوری، تغییر رشته است (پورتر و یومبچ[4]، 2006؛ مصطفوی، رمضانلو و عسگری، 1391). اساسا تغییر رشته به علت اثرات و نتایج اجتماعی، فردی و آموزشی که در پی دارد پدیده‌ای قابل اعتنا و مهم است. در واقع، تعیین شاخه یا رشته تحصیلی می‌بایست بر اساس استعداد، توانایی و علاقه و همچنین متناسب با نیاز و شرایط جامعه صورت پذیرد؛ در غیر این صورت مسائل فراوانی هم در باب مشکلات فردی (مشکلات روحی، هزینه فرصت از دست رفته، افت تحصیلی، ترک تحصیل و ...) و هم معضلات اجتماعی (بیکاری فارغ‌التحصیلان، عدم توازن بین نیاز جامعه و تخصص فارغ‌التحصیلان، نارضایتی شغلی، بهره‌وری و کارائی پایین شاغلان و ...) و آموزشی (هدر رفت امکانات آموزشی، بی‌ثباتی و اختلال در  روند تعیین شده برنامه‌های آموزشی، عدم توازن بین امکانات نظام آموزشی و تعداد دانشجویان، تأثیر بر تراکم دانشجویان در رشته­­های مختلف و به عبارتی تغییر توازن و پراکندگی نیروهای متخصص در رشته­ها و بخش­های مختلف، تأثیر بر نگرش و دیدگاه افراد نسبت به رشته‌های مبدأ و مقصد، در بر داشتن هزینه‌های اضافی و پیش‌بینی نشده برای دانشگاه و ... ) پیش خواهد آمد (کراولی[5]، 2004؛ محمودی، 1381؛ معروفی و آداک، 1396). بدیهی است که هر برنامه‌ی آموزشی، هم عناصر کمیتی دارد و هم اجزای کیفیتی. بعد کمیتی برنامه‌ریزی آموزشی به مسایلی می‌پردازد که جنبه مقداری و شمارشی دارند؛ از قبیل تعداد افراد مورد نیاز، در سطوح مختلف دانش و مهارت و تخصص، برای بخش‌های مختلف تولید و خدمات؛ تعدا افراد لازم‌التعلیم در گروه‌های مختلف سنی؛ تعداد دانشجویان در دوره‌های و رشته‌های مختلف تخصصی تحصیلات رسمی؛ تعداد اساتید برای دوره‌ها، رشته‌ها و برنامه‌های مختلف آموزشی، تعداد مدیران و کارکنان آموزشی؛ تعداد دانشگاه‌ها، کلاس‌ها و مراکز و تاسیسات مختلف آموزشی؛ تجهیزات و وسایل آموزشی و …. بعد کیفیتی برنامه‌ریزی آموزشی با محتوای آموزش و چگونگی انجام آن سرو کار دارد و مسایلی از قبیل: فلسفه، آرمان‌ها، مقاصد و هدف‌های آموزشی، مواد درسی، روش‌شناسی آموزش، محیط و فضای معنوی و روانی آموزش و…را شامل می‌شود. بر این اساس، تغییر رشته دانشجویان، برنامه­ریزی آموزش عالی را در زمینه­های مختلفی همچون پیش­بینی تسهیلات و خدمات آموزشی، انتخاب اساتید و مربیان آموزشی، تعیین محتوا و مواد آموزشی و چگونگی انجام آن، فلسفه و اهداف آموزشی مقاطع و رشته­های مختلف، تخصیص منابع و ... با چالش مواجه می­کند. لذا، انتخاب رشته عاملی مهم و کلیدی در نظام‌های آموزشی می‌باشد و با وجود آنکه تغییر رشته پدیده‌ای شایع و طبیعی در تمامی کشور‌ها است، اما به دلیل اثرات مختلف و عموماً منفی آن بر افراد و جامعه به طور عام و نظام آموزشی به طور خاص، کم اهمیت دانستن و بی‌توجهی به این پدیده به هیچ وجه جایز نیست. بنابراین، با کندوکاو دقیق علل تغییر رشته، نقاط قوت و ضعف و نیز تهدیدها و فرصت­های فراوانی مشخص خواهند شد که با تمرکز بر آن­ها می­توان برنامه‌ریزی آموزشی دقیق‌تر و اثربخش‌تری را انجام داد و از صرف هزینه و زمان اضافی و بیهوده جلوگیری کرد و با بازنگری اساسی در اهداف و ماهیت رشته­ها و هدایت تحصیلی صحیح و مناسب، در نهایت کارایی و اثربخشی نظام آموزش عالی را ممکن ساخت.

بررسی‌ها نشان می‌دهد که تعداد زیادی از دانش‌آموزان پس از ورود به دانشگاه از رشته‌ی تحصیلی خود ابراز نارضایتی می‌کنند و به سختی تحصیلات خود را به پایان می‌رسانند (مردی‌ها، 1383). یکی از دلایل این مسأله انتخاب ناآگاهانه‌ی رشته‌ی تحصیلی، عدم شناخت رشته و ویژگی‌های مورد نیاز برای ادامه‌ی تحصیل و کار در آن (ده‌بزرگی و موصلی، 1381) و عدم توجه به علاقه و در نظر گرفتن یک معیار ورود به دانشگاه در هر حال است (ضرغامی، غفاری ساروی، خلیلیان و سفیدچیان، 1382). هر ساله داوطلبان تحت تأثیر عوامل مختلف و منابع اطلاعاتی موثّق و غیرموثّق اقدام به انتخاب رشته می‌کنند. آهولا[6] (2000) می‌گوید دانشجویــان عمومـاً اطلاعات محدودی از دانشگاه و رشته‌ای که می‌خواهند وارد آن شوند، کسب می‌کنند و تصمیم‌های آنان تحت تأثیر عوامل درون و برون‌فردی زیادی قرار دارد که منجر به انحراف و اشتباه در انتخاب رشته می‌شود. آرچر، کنت­ول و بروک[7] (1999) معتقدند که دانشجویان پس از ورود به دانشگاه در مقابل حجم زیادی از اطلاعات، روندها، آداب و رسوم قرار می‌گیرند که برداشت ایشان از دانشگاه و تحصیل را دچار تغییر می‌کند که گاهی دانشجو را در شرایط بسیار بدی قرار می‌دهد. این موضوع در دانشجویان کشورمان نیز مصداق دارد و به علت محدودیت پذیرش، در بسیاری موارد حادتر نیز هست.

رشته‌ی مدیریت آموزشی نیز به نوبه‌ی خود هر ساله مقصد تعداد زیادی از دانشجویان تغییر رشته‌ای است که تحصیلات اولیه‌شان در سایر رشته‌ها بوده است و در نتیجه‌ی عدم رضایت از رشته‌‌ی کارشناسی‌شان به مدیریت آموزشی گرایش یافته‌اند. در این رابطه ماده‌ی پنج آئین‌نامه‌ی کارشناسی‌ارشد ناپیوسته مصوب شورای عالی برنامه‌ریزی بیان می‌دارد که چنانچه رشته دوره کارشناسی با رشته دوره کارشناسی ارشد تجانس نداشته باشد، دانشجو باید به تشخیص گروه آموزشی، تعدادی از دروس را تحت عنوان جبرانی بگذراند. هدایت صحیح این افراد از ابتدای ورود به دانشگاه (در دوره‌ی کارشناسی) و انتخاب مدیریت آموزشی از همان ابتدا، می‌توانست از هدر رفتن استعداد و نیروی جوانی، منابع مادی، مالی و نیز منابع ملی جلوگیری کند. نظام‌های مختلف آموزش عالی در دنیا همواره سعی کرده‌اند با شناسایی عواملی که بر گرایش آن‌ها در انتخاب رشته‌شان تأثیر می‌گذارد، داوطلبان را به طریقی در رشته‌های مختلف تحصیلی هدایت کنند که کم‌ترین ضایعه و افت را در رابطه با مسأله‌ی تحصیل و آینده‌ی شغلی‌شان داشته باشند. اما به‌نظر می‌رسد انتخاب رشته و مسائل مرتبط با آن، همچون، هدایت تحصیلی، تغییر رشته و مهاجرت علمی آنچنان که باید و شاید در ایران مورد توجه قرار نگرفته و اندک پژوهش‌های موجود هرکدام به جنبه­های متفاوت و مختلفی پرداخته­اند؛ از جمله بادامچی و قائم­خانی (1394) و ذکایی و شجاعی باغینی (1392) جریان مهاجرت نخبگان از رشته­های مهندسی به علوم انسانی را مورد نظر قرار داده‌اند. همچنین، جواهری (1387) در پژوهشی تقریبا مشابه دلالیل گرایش و تغییر رشته به جامعه‌شناسی را بررسی نموده است و عبدی و آقابابا (1387) نیز عوامل مؤثر بر انتخاب رشته داوطلبان مجاز به انتخاب رشته کنکور سراسری را مورد بررسی قرار دادند.

همان­طور که مورد ملاحظه قرار گرفت مسئله­ی مهاجرت علمی چندان که باید و شاید مورد بررسی و واکاوی قرار نگرفته است، بخصوص در حوزه­ی رشته­ی مدیریت آموزشی که همواره تعداد زیادی از داوطلبان کنکور سراسری را به خود می­بیند، به علل و انگیزه­های تغییر رشته از سایر رشته­ها به مدیریت آموزشی پرداخته نشده است. این مسئله از این جهت حائز اهمیت است که آگاهی از دلایل تغییر رشته با وجود صرف هزینه و زمان و نیز دلایل گرایش دانشجویان به انتخاب یک رشته برای ادامه‌ی تحصیل در کارشناسی ارشد، علاوه بر اینکه در شناخت برداشت آنان از ماهیت آن رشته موثر است، از دیدگاه برنامه­ریزی آموزشی نیز دارای کارکردهای قابل ملاحظه­ای است. از آنجا که کار برنامه­ریز آموزشی، تحلیل نظام­دار و منطقی مسائل و مشکلات آنی و آتی نظام آموزشی و تلاش به منظور حل این مشکلات است؛ شناخت دلایل تغییر رشته منبع دانش فراوانی را در مورد آسیب­شناسی رشته­ها و مقاطع تحصیلی فراهم می­سازد و مسئولین و متصدیان امر را در کسب اطلاعات در مورد عناصر مختلف برنامه­ریزی آموزشی همچون هدایت تحصیلی مناسب، بازنگری اهداف و فلسفه­ی رشته­ها، کم و کیف تخصیص منابع مالی و انسانی، اصلاح فعالیت­ها، تجهیز منابع و امکانات لازم، تدوین برنامه درسی مبتنی بر شایستگی و ارزشیابی دقیق از کیفیت رشته­ها یاری می­کند. کاربست و انجام این اقدامات نهایتاً ضمن صرفه­جویی در زمان و هزینه­های آموزش، بهره­وری و کارآیی نظام آموزش عالی را افزایش خواهد داد.

سؤال­های پژوهش

1. چرا دانشجویان رشته‌ی قبلی خود را تغییر داده و مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اند؟

2. دانشجویانی که رشته‌ی قبلی آن‌ها مدیریت آموزشی نبوده با چه انتظاراتی رشته‌ی مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اند؟

3. دانشجویان تغییر رشته‌ای در حال حاضر در قلمرو مدیریت آموزشی دارای چه نوع جهت‌گیری و علائق فکری هستند؟

4. تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی برای دانشجویان تغییر رشته‌ای چه دستاوردهایی به همراه داشته است؟

5. تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی دانشجویان تغییر رشته‌ای را با چه مشکلاتی مواجه ساخته است؟

مبانی نظری

پدیده‌ی انتخاب رشته‌ی تحصیلی دارای یک عنصر ادراکی- شناختی (ارزیابی از رشته‌ی دیگر و اعتقاد به سودمندی برون‌دادهای آن)، یک مؤلفه‌ی ارزشی- عاطفی (علاقه به رشته‌ی دیگر) و یک جزء رفتاری (تحصیل در رشته‌ای دیگر) می‌باشد. داوطلبان در فرایند انتخاب رشته از سه مرحله‌ی آمادگی، انحصار و ارزش‌یابی گذر می­کنند. در مرحله‌ی اول عواملی مانند آمال و آرزوها، زمینه‌ی اجتماعی، افراد مرجع و مهم، تجربه و توانایی تحصیلی، سوابق و پیشینه‌ی خانوادگی ترجیحات فرد را جهت می‌دهد. در مرحله‌ی انحصار، فرد با اشخاص خاصی در مورد رشته‌ها و دانشگاه‌های مختلف مشورت می‌کند و هزینه‌ها و منافع احتمالی را مد نظر قرار می‌دهد. در مرحله‌ی سوم، گزینه‌های مختلف برای تصمیم‌گیری نهایی ارزیابی و رتبه‌بندی می‌شود (عبدی و آقابابا، 1387).

چاپمن[8] معتقد است که انتخاب رشته‌ی تحصیلی و دانشگاه با توجه به مجموعه‌ای از ویژگی‌های درونی داوطلب با عوامل بیرونی مرتبط است. مطابق نظریه‌ی چاپمن، انتخاب رشته‌ی تحصیلی و دانشگاه مورد نظر برای تحصیل بر اساس عوامل درونی شامل علاقه و سطح آرزوهای فردی، نگرش، توانایی و عملکرد تحصیلی و نیز عوامل بیرونی از قبیل وجود داشتن افراد مهم در زندگی فرد مثل خانواده، دوستان و غیره و ویژگی‌های دانشگاه شامل مقدار شهریه، مکان و سطح تحصیلی آن صورت می‌گیرد (دی‌رونک[9]، 2007).

روش پژوهش

در این پژوهش با توجه به اهداف و ماهیت موضوع پژوهش، از روش پیمایشی با تکیه بر رویکرد اکتشافی استفاده شده است. لذا به جای آزمون مجموعه‌ای از فرضیات از پیش طرح شده، شناسایی و واکاوی ابعاد مختلف موضوع مورد مطالعه، مدنظر بوده است. بدین معنا که نویسنده در پی مشخص ساختن این موضوع است که دانش‌آموختگان سایر رشته‌ها بر اساس چه دلایلی و چگونه به مدیریت آموزشی علاقه‌مند شده‌اند و در حال حاضر چه جهت‌گیری نسبت به این رشته دارند. بر این اساس تحقیق حاضر از لحاظ روش­شناسی از نوع کیفی و با استفاده از روش­های تحلیل تماتیک می­باشد. در تقسیم‌بندی تحقیق بر اساس هدف، از آن‌جا که نتایج این پژوهش می‌تواند در انتخاب رشته‌ی دانشجویان مورد استفاده قرار گیرد می‌توان این مطالعه را در زمره تحقیقات کاربردی قلمداد کرد. اطلاعات این پژوهش با استفاده از مصاحبه‌ی حضوری از نوع نیمه‌ساختار یافته گردآوری شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل دانشجویانی است که در مقطع کارشناسی دانش‌آموخته‌ی رشته‌های دیگر بوده‌اند اما در مقطع کارشناسی ارشد به تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی پرداخته‌اند، اعم از این‌که دانشجو بوده‌اند و یا فارغ‌التحصیل شده‌اند. روش نمونه­گیری در این پژوهش نمونه­گیری در دسترس بوده است. دامنه‌ی تحقیق شامل کلیه‌ی دانشگاه‌های دولتی تهران است که در آن‌جا مقطع کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی دایر است. در پژوهش حاضر برای جمع‌آوری اطلاعات و داده‌ها از مطالعات کتابخانه‌ای و مطالعات میدانی استفاده شده است. همچنین، ابزار مورد استفاده در پژوهش حاضر در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که بر روی دانشجویانی که در مقطع کارشاسی ارشد به مدیریت آموزشی تغییر رشته داده‌اند اجرا شد. از آن‌جا که تعداد این دانشجویان محدود و نا مشخص بود، جهت دسترسی به مشارکت‌کنندگان ابتدا به دانشگاه‌های مورد­نظر (تهران، علامه طباطبایی، الزهرا (س)، شهید بهشتی و خوارزمی) مراجعه نموده و سپس فهرستی از این افراد تهیه شد، اما علی­رغم تلاش زیاد به علل گوناگونی، امکان مصاحبه با همه‌ی این دانشجویان فراهم نگردید. در نهایت با تلاش فراوان با 71 نفر مصاحبه­هایی با مدت زمان متغیر بین 20 دقیقه تا 1 ساعت انجام شد و البته برای ضبط صدای مصاحبه نیز از مصاحبه‌شوندگان کسب اجازه گردید.

در پژوهش‌های کیفی  اعتبار و پایایی مانند روش‌های کمّی، بر اصول مشخصی استوار نیست؛ و این موضوع به زیربنا و منطق درونی پژوهش کیفی و جنبه‌ی تفسیری و تأویلی آن برمی‌گردد. اگرچه برخی از محققان کیفی احراز اعتبار و پایایی را برای پژوهش کیفی بی‌فایده می‌دانند، اما در مقابل برخی نیز معتقدند به دلیل ریشه داشتن پژوهش کیفی در تفسیر و تأویل، و عدم استفاده از آزمون‌های استاندارد، همواره امکان سوءگیری در ابزار، مشاهدات و نتایج پژوهش کیفی وجود دارد و بر این اساس پژوهشگران جهت پرهیز از سوءگیری در پژوهش کیفی راهبردها و مفاهیمی را ابداع کرده‌اند (عباس‌زاده، 1391). برای تعیین روایی کیفی راهبردهایی وجود دارد و پژوهشگران کیفی معمولاً بیش از یک روش را مورد استفاده قرار می‌دهند. در پژوهش حاضر جهت تأمین روایی و اعتبار از دیدگاه و روش ارزیابی لینکولن و گیوبا [10]بهره گرفته شده است که معادل روایی و پایایی در تحقیقات کمی است. بدین منظور و بر پایه این روش، چهار معیار موثق بودن و اعتبار(باورپذیری)، انتقال‌پذیری، اطمینان‌پذیری و تأییدپذیری برای ارزیابی روایی داده‌های کیفی استفاده شد. به همین منظور و برای دستیابی به هریک از این معیارهای یاد شده در فوق، اقدامات زیر صورت پذیرفت:

اعتبار: پژوهشگر با صرف زمان کافی، تایید فرایند پژوهش توسط چهار متخصص، استفاده از دو کدگذار برای کدگذاری چند نمونه مصاحبه جهت کسب اطمینان از یکسانی دیدگاه کدگذاران، استفاده از پرسش‌های عینی و قابل اندازه‌گیری و نگارش یادداشت در طول پژوهش، میزان موثق بودن داده‌های پژوهش را به حد قابل قبولی افزایش داده است. علاوه بر این، کدهای تهیه ­شده از مصاحبه­ها در اختیار شرکت­کنندگان قرار گرفت و بعد از اعمال اصلاحات موردنظر به تأیید آن‌ها رسید.

انتقال‌پذیری: برای حصول اطمینان از انتقال‌پذیری یافته‌های پژوهشی دو متخصص مدیریت آموزشی که در پژوهش مشارکت نداشتند در مورد یافته‌های پژوهش مورد مشورت قرار گرفتند و همچنین سعی گردید که مراحل اجرای پژوهش، محیط و زمینه اجرا، به‌طور کامل برای خوانند­گان شرح داده شود.

اطمینان‌پذیری: برای تأمین معیار قابلیت اطمینان نیز فرایند انجام مطالعه در اختیار استادان باسابقه در زمینه پژوهش­های کیفی قرار گرفت. آن‌ها پس از بازنگری فرایند مطالعه، نتایج بخش کیفی را مورد تأیید قرار دادند.

تأیید‌پذیری: کلیه جزئیات در تمامی مراحل به دقت ثبت و ضبط شد. از جمله‌ی مستندات می‌توان به متن کامل مصاحبه‌های به صورت صوتی اشاره کرد.

 

 

 

 

 

جدول 1. توزیع نمونه به تفکیک دانشگاه

ردیف

دانشگاه

تعداد

1

الزهرا (س)

17

2

تهران

15

3

خوارزمی

12

4

شهید بهشتی

16

5

علامه طباطبایی

11

 

جمع کل

71

پس از جمع­آوری داده­ها و اطلاعات موردنیاز، متن مصاحبه­ها به دقت پیاده­سازی شده و برای تجزیه و تحلیل مورد استفاده قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل متن مصاحبه­ها از روش تجزیه و تحلیل تماتیک استفاده شد. در بخش کمی از فنون آمار توصیفی شامل جدول فراوانی برای توصیف داده‌های جمعیت‌شناسی نمونه آماری نظیر جداول توزیع فراوانی، درصد و ... استفاده شده است.

یافته­های پژوهش

تعداد کل مصاحبه­شوندگان 71 نفر بوده که در دانشگاه­های دولتی تهران (الزهراء (س)، تهران، خوارزمی، شهید بهشتی و علامه طباطبایی) تحصیل نموده و یا در حال تحصیل بوده­اند. از نظر ترکیب جنسیتی براساس اطلاعات ارائه شده در جدول 43/39%  درصد (معادل 28 نفر) مرد و 56/60 درصد (معادل 43 نفر) زن جمعیت مورد مطالعه را تشکیل دادند. از نظر فراوانی به تفکیک مقطع تحصیلی، 14/90 درصد (معادل 64 نفر) از مصاحبه­شوندگان دانشجو یا فارغ­التحصیل مقطع کارشناسی ارشد بوده و 85/9 درصد (معادل 7 نفر) دانشجو یا فارغ­التحصیل مقطع دکترا هستند. همچنین، جدول زیر توزیع­ فراوانی افراد مورد بررسی به تفکیک رشته­ی تحصیلی قبلی دانشجویان را نشان می­دهد.

جدول 2. توزیع فراوانی به تفکیک رشته­ی تحصیلی

ردیف

رشته تحصیلی

تعداد

درصد فراوانی

توضیحات

1

علوم انسانی

34

88/47%

 

2

زبان­های خارجی

16

53/22%

شامل زبان انگلیسی، فرانسه و

3

علوم پایه

11

49/15%

 

4

فنی و مهندسی

7

85/9%

 

5

علوم پزشکی

2

81/2%

 

6

علوم کشاورزی

1

40/1%

 

جمع کل

71

100%

 

در ادامه با توجه به اطلاعات توصیفی ارائه شده، به بررسی سوالات پژوهش می­پردازیم:

1- چرا دانشجویان رشته‌ی قبلی خود را تغییر داده و مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اند؟

جهت پاسخ­گویی مطلوب به این سوال و یا به­عبارتی برای کشف نمودن علت این انتخاب، ابتدا زمینه­ی آشنایی مصاحبه­شوندگان با این رشته مورد بررسی قرار گرفت (جدول3)، سپس دلایل انتخاب و گرایش به علوم­انسانی بررسی شد (جدول 4) و در نهایت به دلایل انتخاب مدیریت آموزشی پرداختیم (جدول 5). بدین­منظور ابتدا از پاسخ­دهندگان سوال شد که قبل از این‌که این رشته را برای ادامه تحصیل انتخاب کنید، آیا نسبت به این رشته شناخت داشته‌اید؟

جدول3. طبقه­بندی منابع شناخت رشته­ی مدیریت آموزشی

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

1

قبل از این‌که این رشته را برای ادامه تحصیل انتخاب کنید، آیا نسبت به این رشته شناخت داشته‌اید؟

صحبت با فارغ­التحصیلان

دانشجویان و اساتید این رشته

مشاوران تحصیلی

افراد

مراجعه به سایت­های اینترنتی

اینترنت

آشنایی از طریق محیط کار و همکاران

زمینه شغلی

مطالعه­ی کتب و مجلات تخصصی، فصلنامه­ها، مقالات و  ....

منابع مطالعاتی

بر اساس اطلاعات ارائه شده در جدول 3 نتایج به دست آمده بیانگر آن است که 4 نفر (معادل63/5 درصد) در قالب پاسخ­های مشابه عدم شناخت خود را تأیید و بیان داشتند هیچ­گونه آشنایی قبلی با این رشته نداشته­ و بدون شناخت قبلی این رشته را انتخاب کرده­اند.

در مقطع کارشناسی ارشد با توجه به تجربه­ی مقطعِ پیشین، چنانچه افراد مستعد تغییر رشته باشند اغلب با تحقیق و شناخت، مسیر بعدی خود را انتخاب می­کنند. بدین ترتیب 67 نفر (معادل 36/94 درصد) بیان نمودند که از طرق مختلف با این رشته آشنا شده­اند. البته میزان شناخت دانشجویان متفاوت است. در تفکیک پاسخ مصاحبه­شوندگان براساس منبع شناخت، به طور کلی پاسخ­گویان 4 منبع شناخت شامل: افراد، اینترنت، زمینه شغلی و منابع را ذکر کردند.

این مطلب نیز قابل ذکر است که تعداد اندکی از پاسخ­دهندگان نیز به ترکیبی از دو یا چند مورد از موارد بالا به عنوان منبع آشنایی خود اشاره داشتند.

همان­طور که در جدول شماره 2 مشخص شد، 12/52 درصد از مصاحبه­شوندگان از رشته­های غیرعلوم انسانی و با زمینه­های ذهنی و تحصیلی متفاوت به علوم انسانی و در واقع به مدیریت آموزشی ورود کرده­اند. بنابراین در گام بعدی از مصاحبه­شوندگانی که رشته­ی پیشین آن­ها غیرعلوم انسانی بود، پرسیده شد چرا به علوم انسانی علاقه پیدا کردید؟ دلیل تغییر رویه‌تان چه بود؟

 

جدول 4. طبقه­بندی دلایل انتخاب علوم انسانی

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

درصد فراوانی

1

چرا به علوم انسانی علاقه پیدا کردید؟ دلیل تغییر رویه‌تان چه بود؟

 

(مختص کسانی که کارشناسی‌شان رشته­های غیرعلوم انسانی بوده‌اند)

جایگاه و موقعیت علوم انسانی نسبت به علوم پایه

تأثیر علوم انسانی در پیشرفت و توسعه­ی جامعه

گستردگی علوم انسانی و تنوع آن

عدم بومی سازی علوم انسانی در ایران

امکان انجام کار انفرادی در علوم انسانی

شرایط کاری بهتر برای خانم ها در علوم انسانی

کار با انسان­ها

ماهیت و ویژگی­­های علوم انسانی

8/37

علاقه به مباحث علوم انسانی

علاقه به رشته­های علوم انسانی

علاقه

13/35

ضرورت و زمینه­ی شغلی

زمینه شغلی

91/18

سهولت علوم انسانی نسبت به علوم پایه

آسان بودن علوم انسانی برای ادامه تحصیل

سهولت قبولی در مقاطع بالاتر

آسان بودن دروس علوم انسانی نسبت به سایر علوم

سهولت

10/8

بر اساس جدول 4، مهم­ترین دلایل انتخاب علوم انسانی به ترتیب عبارتند از: ماهیت و ویژگی­های علوم­انسانی با 8/37 درصد (معادل 14 نفر) ، علاقه با داشتن 13/35 درصد فراوانی (معادل 13 نفر)، زمینه شغلی با 91/18 درصد (معادل 7 نفر) و سهولت با 10/8 درصد (معادل 3 نفر).

پس از یافتن دلایل انتخاب علوم انسانی، حال اصلی­ترین پرسش این پژوهش یعنی همان دلیل انتخاب مدیریت آموزشی شکل می­گیرد. چرا دانشجویان پس از تحصیل در رشته­ای دیگر برای ادامه تحصیل خود به سراغ مدیریت آموزشی آمده­اند؟

جدول 5. دلایل انتخاب مدیریت آموزشی

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

درصد فراوانی

1

چرا از بین رشته های علوم انسانی مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اید؟

علاقه به رشته مدیریت آموزشی

علاقه به کار در آموزش و پرورش

علاقه به ایجاد تحول در آموزش و پرورش

علاقه به مباحث مدیریتی

علاقه به  ایجاد یک مدیریت متفاوت در کشور

علاقه

43/39

ارتباط شغلی

نیاز شغلی

ارتقاء شغلی

بالا بردن کیفیت کار

زمینه شغلی

80/33

گستردگی و تنوع

میان رشته­ای بودن

جذابیت

توان مدیریت آموزشی برای خلاقیت و نوآوری

سروکار داشتن با انسان­ها

ماهیت و ویژگی­های مدیریت آموزشی

85/9

عدم علاقه به رشته‌ی کارشناسی

شرایط کار در رشته­ی قبلی

کفایت تحصیل تا مقطع کارشناسی در رشته­ی قبلی

عدم بازارکار مناسب در رشته­ی قبلی

رشته­ی کارشناسی

63/5

سهولت قبولی در آزمون ورودی کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی سهولت  تحصیل در این رشته

سهولت پذیرش در مقطع دکترا

سهولت

22/4

توصیه­ی خانواده دوستان، اساتید و...

توصیه­ دیگران

81/2

بازارکار خوب این رشته

بازارکار

81/2

با توجه به اطلاعات مندرج در جدول 5 شمار زیادی از دانشجویان به عبارتی 43/39% درصد افراد (معادل 28 نفر) دلیل گرایش خود به مدیریت آموزشی را علاقه دانسته­اند. اما زمینه­ی شغلی با تفاوتی اندک و با داشتن 80/33% درصد فراوانی، در رتبه­ی دوم، ماهیت و ویژگی­های مدیریت آموزشی با 85/9% درصد فراوانی، رشته­ی کارشناسی با 63/5% درصد فراوانی، سهولت این رشته با 22/4% درصد فراوانی، توصیه­ی دیگران با 81/2% درصد فراوانی و در پایان بازارکار با 81/2% درصد فراوانی به ترتیب در رتبه­های سوم، چهارم، پنجم و ششم و هفتم این طبقه­بندی جای گرفته­اند.

پس از پی بردن به نحوه­ی آشنایی و علل گرایش به این رشته بر آن شدیم دریابیم چه انتظاراتی دانشجویان را ترغیب به انتخاب این رشته کرده است.

2- دانشجویانی که رشته‌ی قبلی آن‌ها مدیریت آموزشی نبوده با چه انتظاراتی رشته‌ی مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اند؟

 

 

 

جدول 6. طبقه­بندی دلایل عدم انطباق پیش­تصورات و واقعیات

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

1

پیش تصورات شما با واقعیات تا چه اندازه منطبق بود؟

عدم بازارکار مناسب

عدم اقبال آن در سازمان­های آموزشی

بازارکار

تئوری بودن مطالب درسی

غیرکاربردی بودن مطالب

مدیریتی بودن درصد زیادی از مطالب و بالعکس

عدم توانمندی و به روز نبودن اساتید

آموزش

احتمال دستیابی به نتایج سودمند از یک اقدام که از آن تحت عنوان انتظار فایده یاد می­شود در گرایش نسبت به آن پدیده دخالت دارد. در این پژوهش برای سنجش انتظار فایده سوال شد که پیش­تصورات شما با واقعیات تا چه اندازه منطبق بود؟

تعداد 7 نفر از پاسخگویان اذعان داشتند هیچ گونه تصوری از این رشته نداشته­اند. برای نمونه «در دوره­ی ارشد سعی کردم دیگه تصوری برام ایجاد نشه چون یه بار تجربه داشتم و می­دونستم نباید رویاپردازی کنم» 25/42 درصد (معادل 30 نفر) از شرکت­کنندگان پیش­تصورات خود را با واقعیات موجود تا حدی منطبق دانسته، 90/16 درصد (معادل 12 نفر) نیز بر انطباق کامل تصورات و واقعیات اذعان داشتند و در نهایت 98/30 درصد (معادل 22 نفر) پیش­تصورات و واقعیات موجود را غیرمنطبق ارزیابی کردند. پاسخ­های این افراد را می­توان در دو مقوله­ی بازارکار و آموزش جای داد.

1. بازارکار: شماری از آن­ها تصور می­کرده­اند که بازارکار خوبی در انتظارشان است و پس از تحصیل در این رشته، آینده­ی شغلی خوبی خواهند داشت اما پس از ورود به آن واقعیت موجود برخلاف ذهنیت آن­ها بوده و عده­ای نیز با تصور کار در آموزش و پرورش به مدیریت آموزشی تغییر مسیر داده­اند و حال آن­که این سازمان چندان پذیرای این افراد نیست.

2. آموزش: پیش­تصورات تعدادی از شرکت­کنندگان نیز بر این اساس استوار بوده است که بعد مدیریتی رشته­ی مذکور بر بعد آموزشی آن احاطه دارد و البته تعدادی نیز به عکس این مسأله اشاره کردند و مدعی شدند تصور می­کرده­اند بعد آموزشی وزنه­ی سنگین­تری در مقایسه با بعد مدیریتی داراست و حال آن­که واقعیت موجود عکس آن است. برخی نیز می­پنداشته­اند که مدیریت آموزشی رشته­ای کاربردی است، اما با فضایی تئوریک مواجه شده­اند که در آن خبری از کاربرد مطالب نیست و نیز برخی اظهار داشتند که پیش­تصوراتشان بر پایه­ی تسلط علمی و به روز بودن اساتید استوار بوده است و حال آن­که با عدم توانمندی و تسلط علمی و نیز به روز نبودن علم اساتید مواجه شده­اند.

3- دانشجویان تغییر رشته‌ای در حال حاضر در قلمرو مدیریت آموزشی دارای چه نوع جهت‌گیری و علائق فکری هستند؟

برای پاسخ به این سوال، از دانشجویان مشارکت کننده در پژوهش حاضر سه سؤال به شرح زیر پرسیده شد:

- میزان رضایتمندی، پس از ورود به این رشته از داوطلبان سوال شد که اگر دوباره بخواهید برای ادامه تحصیل انتخاب رشته کنید باز هم این رشته را انتخاب می‌کنید؟ چرا؟

در پاسخ به این سوال، 83/71 درصد مصاحبه­شوندگان پاسخ مثبت و 16/28 درصد پاسخ منفی دادند. افرادی که پاسخشان مثبت بود، در پاسخ به چرایی این سوال به همان دلایل پیش­گفته (نظیر علاقه، سهولت ادامه تحصیل و ...) اشاره کردند. اما تعدادی که پاسخشان منفی بود به دلایلی نظیر آنچه در بالا ذکر شد (دلایل عدم انطباق تصورات و واقعیات و نیز علاقه­مندی به یک رشته­ی دیگر) اشاره کردند، در واقع این دانشجویان همان کسانی هستند که در خصوص این رشته دچار عدم شناخت یا شناخت نادرست بوده­اند که خود نیز بدان معترفند که بدون داشتن اطلاعات لازم و کافی دست به انتخاب زده­اند. برای بررسی عمیق­تر موضع و جهت­گیری پاسخ­گویان، در خصوص موفقیت در این رشته از آنان پرسش به عمل آمد.

- خودتان را در این رشته موفق می­بینید یا در رشته­ی قبلی؟ چرا؟

حدود 56/60 درصد (معادل 43 نفر) به دلایل متعدد که پیش از این گفته شد (نظیر: علاقه­مندی، امکان پیشرفت در این رشته، داشتن انگیزه­، سهولت، بازارکار) خودشان را در این رشته موفق ارزیابی کرده «خودم رو در این رشته موفق می­بینم چون در این رشته انگیزه­ی و قصد پیشرفت دارم» و همچنین 30/18 درصد (معادل 13 نفر) خودشان را به دلایلی (نظیر عدم علاقه، علاقه به رشته­ای دیگر، بازارکار نامناسب و عدم تطابق پیش­تصورات با واقعیات) در رشته­ی قبلی موفق دانستند «فک می­کنم در رشته­ی قبلی موفق­تر بودم چون بازارکار بهتری داشت» و البته 12/21 درصد (معادل 15 نفر) نیز خود را در هر دو رشته ناموفق ارزیابی داشتند. «به نظر خودم در هیچ­کدام موفق نبودم چون هر دو رشته اونچه که فکر می­کردم نبود».

- برای این‌که یک پایان نامه انجام بدهید دوست دارید در کدام حوزه فعالیت کنید؟

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 7. طبقه­بندی موضوعات مورد علاقه­

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

1

برای این‌که یک پایان نامه انجام بدهید دوست دارید در کدام حوزه فعالیت کنید؟

تعهدسازمانی

تغییر سازمانی

آموزش غیررسمی در سازمان

اخلاق حرفه­ای

توانمندسازی

جانشین­پروری در سازمان

شرکت­های دانش­بنیان

رفتار شهروندی

آموزش در صنعت

مدیریت استعداد

منابع انسانی

رفتار سازمانی

نیازسنجی

سازمان

مطالعات تطبیقی

مدیر

معلم

مدارس هوشمند

معضلات مدارس

فرهنگ مدارس

روش تدریس

ارزشیابی عملکرد معلم و مدیر

کاربرد تکنولوژی آموزشی

مدارس

پژوهش در آموزش عالی

کیفیت آموزش عالی

توسعه­ی حرفه­ای اعضای هیأت علمی

آموزش عالی

طبق جدول فوق، حوزه­های مورد علاقه دانشجویان مدیریت آموزشی به سه بخش 1- سازمان و 2-مدرسه و 3- آموزش عالی تقسیم می­شود. به­عبارتی، در سال­های اخیر دیگر مدیریت آموزشی نه تنها در مدارس و دانشگاه­ها و آموزشگاه­ها به کار برده می­شود، بلکه به سازمان­ها نیز نفوذ کرده و در حوزه­های گونه­گون کاربرد یافته است.

 

4- تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی برای دانشجویان تغییر رشته‌ای چه دست‌آوردهایی به همراه داشته است؟

برای یافتن پاسخی دقیق چند پرسش در زیرمجموعه­ی این سوال مطرح شد. ابتدائا از شرکت­کنندگان پرسیده شد که مزایای این رشته کدام است؟

جدول8. طبقه­بندی مزایای تحصیل در رشته­ی مدیریت آموزشی

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

1

مزایای این رشته کدام است؟

تنوع موضوعات

انعطاف مباحث

دید همه­جانبه

از بالا دیدن مسائل

امکان مطالعه مباحث گونه گون

بین رشته­ای بودن

کاربرد در زندگی شخصی

کاربرد در ایفای شغل

کاربردی بودن

برخورداری از اهرم های تأثیرگذار و راهبردی توان ایجاد تغییرات گسترده در جامعه

مهم بودن

کار با انسان­ها

وجود پویایی و خلاقیت

ویژگی­های ذاتی مدیریت آموزشی

نظر به آمار به دست آمده 38/63 درصد (معادل 45 نفر) اذعان داشتند که تحصیل در این رشته مزایایی را به همراه داشته است.

1. بین رشته‌ای بودن: این امکان را فراهم می­آورد که از نتایج سایر حوزه­ها مانند روانشناسی، جامعه­شناسی، علوم رفتاری و ... در مدیریت­آموزشی بهره­مندی حاصل آید. که این مسئله به نوبه­ی خود منجربه ایجاد انعطاف، تنوع، دید همه­جانبه و ... در این رشته شده است. «به موضوعات مختلف پرداخته می­شه و تنوع وجود داره مثل رشته­های ریاضی خشک و خسته­کننده نیست» هر چند برخی افراد آن را نقطه ضعف می­دانند و نه نقطه­­ی قوت. به زعم عده­ای از آنان این درهم تنیدگی منجر به عدم ایجاد تخصص در این رشته شده است و به عبارت دیگر از تمرکز این رشته در یک حیطه و عمیق شدن در آن مبحث جلوگیری می­نماید فلذا استدلالشان مبنی بر آن است که مدیریت آموزشی مباحث زیادی را به صورت سطحی در خود گنجانده است.

2. کاربردی بودن: دریافتیم که 52/53 درصد (معادل 38 نفر) این رشته را کاربردی دانسته و به کاربرد آن در زندگی شخصی و کار اشاره کردند. 12/21 درصد (معادل 15 نفر) تاحدی این رشته را دارای کاربرد تلقی کرده (تعدادی از دانشجویان این گروه کاربرد این رشته را منوط به شرایط کردند و بیان داشتند چنانچه شرایط مهیا باشد، کاربرد آن امکان­پذیر است.) و نهایتا 35/25 درصد (معادل 18 نفر) آن را غیرقابل کاربرد دانستند (و دلیل آن را تئوری بودن مباحث این رشته و عدم توجه به این رشته در جامعه تلقی کردند). درصد بسیار زیادی از افراد شاغل (11/52 درصد) در آمار پیش­گفته کسانی هستند که در محیط­های آموزشی مشغول به کار هستند که از این میان 07/45 درصد (معادل 32 نفر) به کاربرد محتوای این رشته در محیط کار اشاره کردند. به عبارتی این دانشجویان آنچه را که می­آموخته­اند در محیط کار برای ارتقای کیفیت کار و گاهی برای حل مشکلات موجود به کار برده­اند و نتیجه را (در برخی مواقع به مرور زمان و در برخی مواقع به سرعت) مشاهده کرده­اند. اما به زعم مصاحبه شوندگان این کاربرد به شغل و کار آن­ها محدود نشده و زندگی روزمره­ی آن­ها را نیز در برگرفته است. نکته­ی جالب آن است که برخی افراد به کاربرد مطالب آموخته شده­ی این رشته در زندگی شخصی خود اشاره کرده و آن را راهگشای مسائل زندگی خود دانستند. «حتی اگر نتونم کار کنم، این رشته به درد زندگی خودم هم می­خوره و می­تونم تو مسائل روزانه ازش استفاده کنم».

3. مهم بودن: با توجه به برخورداری این رشته از اهرم­های تأثیرگذار و راهبردی (به واسطه ی امکان ایفای نقش در شکل­دهی به آینده­ی کشور) و توان ایجاد تغییرات گسترده در فرآیندهای فکری نسل آینده و نیز آماده­سازی بسترهای تغییر در سازوکارهای عملیاتی کشور، بنابر اظهار برخی شرکت­کنندگان می­توان آن را در زمره­ی رشته­های کلیدی و مهم جامعه به شمار آورد و اهم بودن را در زمره­ی مزایای آن دانست.

4. ویژگی­های ذاتی مدیریت آموزشی: در علوم انسانی و به طور اخص در مدیریت آموزشی با انسان سروکار داریم. تعدادی از دانشجویانی که از رشته­های غیرعلوم انسانی (علوم پایه و مهندسی) تغییر رویه داده و وارد این رشته شده­اند این موضوع را مطرح کردند که در رشته­های فوق الذکر با اشیا و وسایل سروکار داریم که به تبع آن فعالیت­ها تکراری و روزمره است اما در مدیریت آموزشی با موجودی به نام انسان سروکار داریم که اساسا منحصربه فرد بودن هر انسان، خود منجربه پویایی و خلاقیت خواهد شد.

- تحصیل در این رشته از نظر شغلی چه مزایایی برای شما دارد؟

جدول 9. طبقه­بندی مزایای شغلی تحصیل در رشته­ی مدیریت آموزشی

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

درصد فراوانی

1

تحصیل در این رشته از نظر شغلی چه مزایایی برای شما دارد؟

بهبود کیفیت کار

یافتن راه­حل برای مشکلات کاری

 بهبود وضعیت تدریس

بهبود وضعیت کلاسداری

مزایای معنوی

78/83

افزایش حقوق

ارتقاء شغلی

گرفتن پست جدید

مزایای مادی

56/67

به لحاظ وضعیت شغلی 74/57 درصد (معادل 41 نفر) از مصاحبه­شوندگان شاغل و 26/42 درصد (معادل 30 نفر) غیرشاغل بودند. که از میان شاغلین 11/52 درصد(معادل 37 نفر) شغلشان با مدیریت آموزشی مرتبط بوده است و همان­طور که بررسی­ها نشان داد اساسا دلیل گرایش بسیاری از آن­ها به مدیریت آموزشی همان زمینه­ی شغلی (مانند: ارتقاء سطح کیفیت انجام کار، ترفیع شغلی، بهبود شرایط کاری و ...) بوده است.

1. مزایای معنوی: 78/83 درصد (معادل 31 نفر) از شاغلین اظهار کردند که تحصیل در این رشته به ایفای بهتر شغلشان انجامیده است. به عنوان نمونه شخصی که با عنوان دبیر ریاضی در یک دبیرستان مشغول به کار بود اینچنین اظهار داشت «تحصیل در این رشته قطعا مزایا داشت، من اصلا فکر نمی­کردم جایی باشه که به روش­های تدریس پرداخته بشه ولی دیدم توی مدیریت آموزشی به این مسائل پرداخته شده، که الان دیگه فقط از روش سخنرانی برای تدریسم استفاده نمی­کنم و روش­های دیگه رو هم به کار می­بندم و به کلاسداری هم خیلی کمک کرده». لازم به ذکر است که هر یک از افراد با توجه به شغلی که دارند بخشی از مباحث را بیشتر ارج می­نهند. به عنوان مثال برای معلم‌ها روش­های تدریس اهمیت بیشتری دارد و برای مدیران و کارشناسان آموزش مباحث مدیریت و برنامه­ریزی.

2. مزایای مادی: 56/67 درصد (معادل 25 نفر) از شاغلین به مزایای مادی تحصیل در این رشته اشاره کردند، این افراد اظهار کردند که تحصیل در این رشته منجربه افزایش حقوق، دریافت سمت یا ارتقاء شغلی­شان شده است. البته ذکر این نکته لازم است که ­که برخی از این افراد هنوز دانشجو بوده و مدرک خود را ارائه نکرده­اند، لذا طبیعتا از لحاظ مادی مزایایی تا زمان ارائه­ی مدرک تحصیلی به آنان تعلق نمی­گیرد.

5- تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی دانشجویان تغییر رشته‌ای را با چه مشکلاتی مواجه ساخته است؟

برای رسیدن به پاسخ این سوال پی­گیر ضعف­ها و مشکلات این رشته از نگاه مصاحبه­شوندگان شدیم.

جدول 10. طبقه­بندی ضعف­ها و مشکلات تحصیل در رشته­ی مدیریت آموزشی

ردیف

سوال

نشانگر

مقولات عمده

1

ضعف­های این رشته کدام است؟

نداشتن بازارکار مناسب برای فارغ التحصیلان

عدم استقبال از آن در سازمان­های آموزشی به ویژه آموزش و پرورش

بازارکار

ترجمه­ای بودن و عدم بروز بودن کتب و منابع

عدم تولید محتوا

تئوری و غیرکاربردی بودن مطالب

عدم ارتباط بین دروس و اجرائیات

به روز نبودن اساتید این رشته

نحوه­ی گزینش نامناسب

عدم آشنایی کافی با موضوعات موجود در این رشته

مشکل گذراندن دروس پیش­نیاز

عدم ارتباط رشته­ی قبلی با رشته­ی جدید

دشواری انتخاب موضوع پایان­نامه

سردرگمی در مورد منابع کنکور

آموزشی و پژوهشی

نوپا بودن

نداشتن جایگاه مناسب در جامعه

عدم شناخت افراد جامعه نسبت به آن

موقعیت اجتماعی

بر طبق نظر مصاحبه شوندگان و بر اساس نتایج جدول شماره 10، رشته­ی مدیریت آموزشی عاری از ضعف­ و مشکل نیست. بر اساس آنچه که از دیدگاه مصاحبه­شوندگان احصاء شد، مشکلات و ضعف­های رشته­ی مدیریت آموزشی در سه مقوله عمده طبقه­بندی  شده است. ضعف­های مربوط به بازار کار، ضعف­های آموزشی و پژوهشی و ضعف­های مربوط به موقعیت اجتماعی.

بحث و نتیجه­گیری

یافته­های تجزیه و تحلیل پژوهش حاضر به تفکیک هر یک از سؤالات پژوهشی به شرح ذیل می باشد.

1. چرا دانشجویان رشته‌ی قبلی خود را تغییر داده و مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اند؟

براساس اطلاعات به دست آمده دلایل گرایش به مدیریت آموزشی در این پژوهش به ترتیب اهمیت، عبارت است از: علاقمندی، زمینه و ضرورت شغلی، ویژگی­های رشته­ی مدیریت آموزشی، نارضایتی و مشکلات رشته­ی قبلی، سهولت، توصیه­ی دیگران و بازارکار این رشته برای تحصیل. جواهری (1387) پژوهشی را با هدف شناخت دلایل گرایش دانش­آموختگان رشته­های دیگر به تحصیل در رشته­ی جامعه­شناسی سامان داده است که براساس یافته­های این تحقیق می­توان گفت گرایش به جامعه­شناسی حاصل شکل­گیری انتظارات جدید از علم و همچنین متأثر از ساختار اجتماعی- سیاسی خاص جامعه­ی ایران و مسائل مرتبط با آن می­باشد. همچنین نتایج پژوهش حاضر با یافته‌های معروفی و آداک (1396) نیز همخوانی دارد.

در تحقیق حاضر براساس تجزیه و تحلیل داده­های به دست آمده به شرح دلایل گرایش به مدیریت آموزشی پرداخته­ایم.

یکی از ارکان اساسی برای یک انتخاب درست علاقمندی است. شرکت­کنندگان در این تحقیق به دلیل علاقه به مولفه­های گونه­گون نظیرِ علاقه به مباحث موجود در این رشته، کار در آموزش و پرورش و ... این رشته را انتخاب کرده­اند.

دومین رتبه­ی دلایل انتخاب، به زمینه و ضرورت شغلی اختصاص دارد. از میان شاغلان شرکت­کننده 11/52 درصد افراد در سازمان­های آموزشی مشغول به کارند، لذا براساس انگیزه­های مرتبط با شغلشان، نظیر ارتقاء شغلی، پیشرفت شغلی، ضرورت شغلی و ... به این رشته راه یافته­اند.

از ویژگی­های مدیریت آموزشی نیز به عنوان سومین دلیل انتخاب این رشته می­توان یاد کرد. دانشجویان در رشته­های علوم پایه و مهندسی با اشیاء سروکار دارند حال آن­که این نوع کار برایشان کسالت آور و تکراری است، این افراد استدلالشان این است که در مدیریت آموزشی با موجودی به نام انسان سروکار داریم و از آن­جا که هر انسانی منحصربه­فرد است بنابراین محیط پویا، فعال و خلاق است. هم­چنین جذابیت، گستردگی و تنوع موجود در این رشته، در واقع ویژگی بین رشته­ای بودن (این رشته در واقع ترکیبی است از سایر رشته­ها نظیر روانشناسی، مدیریت، جامعه­شناسی و ...) مدیریت آموزشی نیز دانشجویان را به خود جذب کرده است.

بدین ترتیب چهارمین علت نیز با رشته­ی پایه­ی دانشجویان مرتبط است. عللی نظیر عدم علاقه به رشته­ی پایه، وجود بازارکار و شرایط کاری نامناسب، کفایت تحصیل در آن رشته و ...

براساس فراوانی پاسخ­های به دست آمده سهولت نیز از دلایل انتخاب این رشته بوده است. به بیان دیگر، برخی دانشجویان با استدلال سهولت تحصیل در این رشته، آن را انتخاب کرده­اند. (منظور سهولت محتوای دروس و نیز سهل بودن پذیرش در دانشگاه بوده است)

دیگر علت انتخاب این رشته توصیه­ی دیگران است. اگرچه با توجه به بالا رفتن سن افراد و نیز افزوده شدن بر تجربیاتشان در مقایسه با هنگام ورود به مقطع کارشناسی، تأثیر توصیه­ی دیگران (به ویژه خانواده) به گواه مصاحبه­شوندگان کاهش یافته است اما همچنان از انگیزه­های انتخاب یک رشته است. عده­ی اندکی نیز به بازارکار مناسب این رشته اشاره داشتند.

به‌طور کلی در تحلیل و تببین نتایج مربوط به این سوال می‌توان گفت که علاقمندی و شرایط اقتصادی و حرفه‌ای رشته (بازار کار) از جمله مهم‌ترین و کلیدی‌ترین معیارهای انتخاب و تغییر رشته می‌باشند؛ در واقع علاقه‌مندی و زمینه شغلی از اصلی‌ترین اهداف و دلایل دانش‌آموزان/دانشجویان برای تحصیل است. بر این اساس، هدایت تحصیلی، مشاوره تحصیلی و در کنار آن بازنگری در اهداف و فلسفه‌، مقاصد، روش‌ها و محتوا و ماده‌های درسی رشته‌ها بخصوص رشته مدیریت آموزشی می‌بایست در دستور کار برنامه‌ریزان آموزشی قرار گیرد.

2. دانشجویانی که رشته‌ی قبلی آن‌ها مدیریت آموزشی نبوده با چه انتظاراتی رشته‌ی مدیریت آموزشی را انتخاب کرده‌اند؟

بدیهی است دانشجویان براساس شناخت و آگاهیِ نسبی که راجع‌به به این رشته کسب کرده­اند، پیش­تصوراتی را در این خصوص در ذهن خود شکل داده­اند که درصد بسیار زیادی از مصاحبه­شوندگان براساس این پیش­تصورات تصمیم به تغییر مسیر و ورود به رشته­ی مدیریت آموزشی گرفته­اند. اما نقل­قول­های 98/30 درصد از دانشجویان حاکی از عدم تطبیق پیش­تصوراتشان با واقعیات موجود بوده است. نکته آن است که بیشترین عدم تطابق مربوط به حوزه­ی محتوای دروس و بازارکار است. گفته­های دانشجویان حاکی از آن است که کتاب­های موجود در این رشته به روز نیستند و بعضا کتاب­های ترجمه متعلق به چندین سال قبل در دانشگاه­ها تدریس می­شوند و البته برخی معتقدند حتی این مطالب علی­رغم به روز نبودن، بومی هم نیستند و با فرهنگ کشورمان هم­خوانی ندارند. عده­ای نیز تصور می­کرده­اند این رشته در اصل یکی از شاخه­های مدیریتی است و حال آن­که در عمل با عکس این مطلب مواجه شده­اند، اما شماری نیز این تصور را داشته­اند که در این رشته بُعد آموزش، بُعد مدیریت را در احاطه دارد اما در رویارویی با واقعیت دریافته­اند اینچنین نیست. نکته­ی دیگر در خصوص مطالب درسی موجود در این رشته تئوری بودن و عدم وجود دروس عملی بوده است، به عبارت دیگر همه­ی دروسی که طی دوره­ی کارشناسی ارشد ارائه می­شود دروس تئوری هستند و تنها اگر رویکرد اساتید مبنی بر انجام برخی تحقیقات یا پروژه­های عملی باشد دانشجویان امکان عملی کردن مطالب را دارند و در غیر این صورت مطالب صرفا در مرحله­ی دانش هستند و به استثنای افراد شاغل در سازمان­های آموزشی دیگر افراد در این مرحله باقی می­مانند. دیگر مولفه­ای که در این خصوص به آن اشاره شد، بازارکار است، شمار زیادی از دانشجویان شرکت­کننده در این پژوهش از عدم وجود آینده­ی شغلی مناسب برای این رشته سخن به میان آوردند. یکی از مطالبی که مکررا مورد اشاره قرار گرفت عدم اقبال آموزش و پرورش و سازمان­های آموزشی از فارغ­التحصیلان مدیریت آموزشی بوده است. 

در این خصوص به نظر می‌رسد نوعی ابهام و سردرگمی بین دانشجویان علاقه‌مند به این رشته وجود دارد؛ بررسی‌ها در خصوص رشته‌ی مدیریت آموزشی نشان می‌دهد که فارغ‌التحصیلان این رشته علاوه بر آموزش‌وپرورش که به‌عنوان اصلی‌ترین هدف و حوزه مدیریت آموزشی در نظر گرفته‌ شده است فرصت اشتغال در آموزش عالی و همچنین در بخش‌ توسعه منابع انسانی، آموزش و امور کارکنان به‌ویژه در بخش صنعت و سازمان‌های خصوصی را دارند(شرفی و مقدم، 1393؛ فرزانه، زین‌آبادی و دارابی، 1396). این در حالی است که بسیاری از دانش‌آموختگان رشته‌ی مدیریت آموزشی اطلاع و آگاهی چندانی از مشاغل مرتبط با رشته‌ی تحصیلی خود ندارند (یداللهی فارسی و میرعرب رضی، 1388؛ شرفی و مقدم، 1393). علاوه بر این برنامه درسی نیز در سردرگمی بین سه حوزه آموزش و پرورش، آموزش عالی و آموزش و توسعه سازمانی قرار دارد، در واقع در دوره کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی به لحاظ محتوا و برنامه‌ درسی به طور مناسب و مکفی به این سه حوزه توجه نشده است و لذا در بسیاری از مواقع انتظارات دانشجویان و نیازهای بازار کار را پوشش نمی‌دهد.

3. دانشجویان تغییر رشته‌ای در حال حاضر در قلمرو مدیریت آموزشی دارای چه نوع جهت‌گیری و علائق فکری هستند؟

میزان 83/71 درصد از شرکت­کنندگان پس از ورود به این رشته و مواجهه با واقعیات موجود در آن، همچنان متمایل به تحصیل در این رشته­اند و چنانچه مجددا در موقعیت انتخاب قرار گیرند، باز هم مدیریت آموزشی گزینه­ی موردنظر آن­هااست.

 همچنین، 56/60 درصد از شرکت­کنندگان در این پژوهش به دلایل گونه­گون (علاقمندی، مرتبط بودن رشته و شغل و ...) خود را در این رشته موفق­تر از رشته­ی قبلی می­دانند و حتی برخی از آنان تحصیل در این رشته را به سایرین نیز توصیه کرده­اند. این مطالب نشان­دهنده­ی نگرش مثبت این دانشجویان نسبت به مدیریت آموزشی است. در مقابل برخی نیز پس از ورود به این رشته تغییر نگرش داده و دید مثبتی نسبت به آن ندارد، که علت را می­توان آن دانست که این دانشجویان بدون داشتن شناخت درست و کافی اقدام به انتخاب این رشته کرده­اند. در این خصوص هدایت تحصیلی، مشاوره تحصیلی و مشخص نمودن و تعریف و تعیین حوزه و قلمروی رشته‌ها می‌تواند امکان شناخت صحیح و دقیق را برای دانش‌آموزان و دانشجویان فراهم کند.

براساس اطلاعات به دست آمده تعداد قابل توجهی از دانشجویان شرکت­کننده در این تحقیق به انجام پژوهش در حوزه­های سازمانی (مانند: رفتار سازمانی، اثربخشی، آموزش در صنعت و ...) علاقمندی بیشتری نشان دادند که البته می­توان آن را نشأت گرفته از اهمیت سازمان‌ها نسبت به امر آموزش در سال­های اخیر دانست. این یافته حاکی از آن دارد که حوزه آموزش سازمانی یکی از حوزه‌های اصلی مدیریت آموزشی می‌باشد و به نظر می‌رسد برنامه‌ریزان آموزشی باید تکلیف این حوزه را در رشته مدیریت آموزشی به‌خوبی مشخص کنند.

4. تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی برای دانشجویان تغییر رشته‌ای چه دستاوردهایی به همراه داشته است؟

به طور کلی اکثریت عقیده داشتند که این رشته برای آن­ها (به ویژه افرادی که شغلشان با این رشته مرتبط است) دستاوردهایی (مادی و معنوی) به همراه داشته است. از این میان برخی به نتایج مادی نظیر: افزایش میزان حقوق، ارتقاء شغلی، دریافت پست و ... اشاره داشتند، از جمله سایر دستاوردهای تحصیل در این رشته می­توان به تأثیر آن در زندگی شخصی افراد اشاره نمود، عده­ای معتقدند که مطالب موجود در این رشته در زندگی روزمره­شان نیز قابل کاربرد است و در حل مسائل و مشکلات روزانه نیز می­توان از آن بهره گرفت. قریب به اتفاق افرادی که شغلشان با درحوزه­ی آموزش است نیز معتقد بودند تحصیل در این رشته به طرق مختلف منجربه ایفای بهتر شغلشان شده است. به عنوان مثال آموختن مطالبی نظیر روش­ها و فنون تدریس، نظریه­های یادگیری و ... و به کارگیری آن در کلاس درس توانسته است بهبود کیفیت کار و نیز افزایش بازدهی در کلاس را برای تعدادی از شرکت­کنندگان که دبیر هستند به دنبال داشته باشد.

5. تحصیل در رشته‌ی مدیریت آموزشی دانشجویان تغییر رشته‌ای را با چه مشکلاتی مواجه ساخته است؟

عمده­ی مشکل دانشجویان در این رشته، که از سوی مصاحبه­شوندگان مکررا به آن اشاره شد بازارکار نامناسب این رشته است، مشکلات آموزشی و پژوهشی در رتبه­ی دوم جای دارد، که از آن جمله می­توان به نامناسب بودن محتوا، به روز نبودن اساتید این رشته، نحوه­ی گزینش نامناسب، عدم آشنایی کافی با موضوعات موجود در این رشته، مشکل گذراندن دروس پیش­نیاز، عدم ارتباط رشته­ی قبلی با رشته­ی جدید، دشواری انتخاب موضوع پایان­نامه و سردرگمی در مورد منابع کنکور در این رشته اشاره کرد. اما دسته­ی سوم مشکلات مربوط به موقعیت اجتماعی و جایگاه آن در جامعه است. با توجه به نوپا بودن این رشته و عدم شناخت کافی آن در جامعه، این رشته به گواه اطلاعات به دست آمده از سوی شرکت­کنندگان در این پژوهش از جایگاه مناسبی در جامعه برخوردار نیست.

به­طور کلی، نتایج به دست آمده حاکی از آن است که مهم­ترین دلایل گرایش دانشجویان به این رشته علاقه و پس از آن با اختلاف اندک زمینه و ضرورت شغلی است. مدیریت آموزشی رشته­ای نوپاست که هنوز آنطور که باید در جامعه شناخته شده نیست و افراد شناخت کافی از آن ندارند، فلذا از جایگاه مناسبی نیز برخوردار نیست. مهم­ترین مشکل در این رشته بازارکار و آینده­ی شغلی نامعلوم آن است اما برای افرادی که شاغل در حوزه­ی آموزشند دستاوردهای بسیاری دارد و بسیار مناسب است. 

در نهایت، با توجه به نتایج حاصل از پژوهش حاضر،  پیشنهاد می­شود به منظور ایجاد شناخت نسبت به رشته­ی مدیریت آموزشی، اطلاع­رسانی گسترده، فراگیر، دقیق و واقع­بینانه از طریق وسایل ارتباط جمعی (مانند: اینترنت، رادیو، تلویزیون و روزنامه­ها) و هم­چنین سازمان سنجش و وزارت علوم (از طریق تعریف دقیق فلسفه، اهداف، مقاصد و سرفصل‌های رشته) صورت گیرد و نیز پیشنهاد می­گردد که دانشگاه­ها اهمیت بیشتری به کیفیت آموزشی داده، امکانات و ابزار آموزشی را بهبود بخشیده و تغییرات لازم برای بروزرسانی و بومی­سازی سرفصل­ها و محتوای دروس موجود در این رشته انجام دهند و نسبت به شناخت استعدادهای دانشجویان اهمیت بیش­تری قایل شوند. همچنین، در خصوص بخش کمی برنامه‌ریزی آموزشی، تغییر رشته و اثرات آن در تمم مراحل برنامه‌ریزی موردنظر قرار گیرد و از طریق مدل‌های مختلف، پیش‌بینی‌های لازم از کم و کیف دانشجویان تغییر رشته‌ای انجام گیرد تا رشته‌های مبدأ و مقصد با مشکلات کمبود و یا هدر رفت منابع (انسانی و مادی)، امکانات و تجهیزات روبرو نشوند.

 همچنین این تحقیق رهنمود­هایی نیز برای سایر پژوهشگران دارد. بر این اساس پیشنهاد می­شود که ­با انجام یک پژوهش با موضوع مقایسه­ی عملکرد (مولفه­هایی مانند میزان پیشرفت تحصیلی، انجام پژوهش، موفقیت در کار و ...) دانشجویانی که رشته­ی اولیه­شان مدیریت آموزشی بوده است و دانشجویانی که در مقطع کارشناسی در سایر رشته­ها تحصیل کرده­اند، می­توان به تأثیر پیشینه­ی تحصیلی بر عملکرد افراد پی برد. همچنین، با عنایت به اینکه مهاجرت علمی پدیده­ای است که در همه­ی رشته­ها رخ می­دهد. بنابراین انجام پژوهش در خصوص این پدیده در سایر رشته­ها می­تواند به تصمیم­گیری­ها، برنامه­ریزی­ها و سیاست­گذاری­های آموزش عالی کمک بسیاری روا دارد.

 

 

 

 

 


 

منابع

  1. بادامچی، محمدحسین، و قائم­خانی، محمد. (1394). بحران تکنیک زدگی آموزش عالی در ایران؛ جامعه شناسی جریان مهاجرت نخبگان از رشته­های مهندسی به علوم انسانی. فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، 19(3): 335-358.
  2. جوادی، مریم؛ حسن زاده، غلامرضا و صالح زاده، یاشار. (1385). نظر دانشجویان پزشکی مقاطع علوم پایه, فیزیوپاتولوژی و کارآموزی نسبت به آینده شغلی. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، ۱۰ (۳): ۹۱-۹۵.
  3. جواهری، فاطمه. (1388). مهاجرت علمی: بررسی علل گرایش دانش­آموختگان رشته­های غیرجامعه­شناسی به تحصیل در رشته­ جامعه­شناسی. مجله جامعه­شناسی ایران، 9(3 و 4): 89-119.
  4. ده بزرگی غلامرضا، موصلی حیدرعلی. (۱۳۸۱). بررسی علل افت تحصیلی در دانشجویان پزشکی ورودی ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ شیراز. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ۲(8) :۲۱-۲۱.
  5. ذکایی، مخمدسعید و شجاعی باغینی، نیما. (1392). تغییر رشته­ای­ها انگیزه­ها، انتظارها و ارزیابی دانشجویان رشته­های غیر مرتبط از تحصیل در علوم انسانی. فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 63: 126-173.
  6. شرفی، محمد؛ مقدم، مینا. (1393). واکاوی وضعیت اشتغال دانش‌آموختگان رشته‌های علوم تربیتی: یک مطالعه موردی. فصلنامه پژوهشهای رهبری و مدیریت آموزشی، 1(2):‌ 192-167.
  7. ضرغامی، مهران، غفاری ساروی، وجیهه، خلیلیان، علیرضا و سفیدچیان، علیرضا. (1382). عوامل مؤثر بر انتخاب رشته‌ی تخصصی فارغ‌التحصیلان پزشکی. فصلنامه‌ی علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل، 5 (2): 18-23.
  8. عباس‌زاده، محمد. (1391). تأملی بر اعتبار و پایایی در تحقیقات کیفی. جامعه‌شناسی کاربردی، 23 (45): 19-34.
  9. عبدی، بهشته و آقابابا، ابوالفضل. (1387). بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب رشته داوطلبان مجاز به انتخاب رشته کنکور سراسری. آموزش عالی ایران، 1(3): 151-170.
  10. عبدی، بهشته. (1386). بررسی میزان کسب اطلاع از رشته­های دانشگاهی در میان داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در کنکور سراسری. مجله­ی پژوهش و برنامه­ریزی در آموزش عالی، 13 (2): 131-149.
  11. فرزانه، محمد؛ زین آبادی، حسن‌رضا و دارابی، فاطمه. (1396). واکاوی شایستگی‌های دانش‌آموختگان رشته‌ی مدیریت آموزشی جهت اشتغال در بخش آموزش و توسعه منابع انسانی سازمان‌های صنعتی. فصلنامه مطالعات اندازه‌گیری و ارزشیابی آموزشی، 7 (20): 102-73.
  12. محمودی، سید محمد. (1381). بررسی عوامل موثر بر درخواست‌های تغییر رشته دانشجویان دانشگاه تهران. مجله مجتمع آموزش عالی قم، 4 (15): 161-139.
  13. مردی­ها، مرتضی. (1383). آسیب ‌شناسی آزمون ورودی دانشگاه. فصلنامه پژوهش و برنامه­ریزی در آموزش عالی، ۱۰ (۱) :۹۱-۱۳۰.
  14. مصطفوی، ابوالفضل؛ رمضانلو، پریا و عسگری، نادیا. (1391). عوامل موثر بر انتخاب رشته داروسازی و میزان تغییر در انگیزه دانشجویان این رشته در طول دوره تحصیل. توسعه آموزش در علوم پزشکی، 5 (9): 41-33.
  15. معروفی، یحیی و آداک، موسی. (1396). بازنمایی تجارب زیسته دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی در ارتباط با پدیده تغییر رشته (مطالعه‌ای پدیدارشناسی). فصلنامه مطالعات اندازه‌گیری و ارزشیابی آموزشی، 7 (20): 55-33.
  16. یداللهی فارسی، جهانگیر و میرعرب رضی، رضا. (1388). بررسی ارایه‌ی برنامه‌ی درسی آموزش کارآفرینی در رشته‌ی‌ علوم تربیتی، نشریه توسعه‌ی کارآفرینی، 2(3): 61-80.

 

 

  1. Ahola, S. (2000). Hidden curriculum in higher education: Something to fear for or comply to. Innovations in Higher Education, Helsinki, Finland.‏
  2. Archer, J., Cantwell, R., & Bourke, S. (1999). Coping at University: an examination of achievement, motivation, self‐regulation, confidence, and method of entry. Higher Education Research & Development, 18(1), 31-54.‏
  3. Crowley, C. (2004). Factor Influencing College Choice Among Track and Field Student Athletes at NCAA D-1 Conference HBC US; Unpublished Doctoral Dissertation, Florida State University
  4. Cuxart, A., & Longford, N. T. (1998). Monitoring the University Admission Process in Spain. Higher Education in Europe, 23(3), 385-396.‏
  5. 21.  DeRonck, N. G. (2007). The impact of family structure and involvement on the college enrollment of potential first generation college students. (Unpublished doctoral dissertation). Central Connecticut State University New Britain, Connecticut.
  6. Porter, S. R., & Umbach, P. D. (2006). College major choice: An analysis of person–environment fit. Research in higher education, 47(4), 429-449.‏

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



[1]. دانشیار گروه مدیریت آموزشی، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. (hzeinabadi@yahoo.com)

[2]. دانشجوی دکتری مدیریت آموزشی، دانشکده مدیریت، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. (نویسنده مسئول: (fmohamad37@yahoo.com

[3]. کارشناسی ارشد مدیریت آموزشی، دانشکده روانشناسی و علوم تربیتی، دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران. (sara.darabi.1987@gmail.com)

[4]. Porter & Umbach,

[5]. Crowley

[6]. Ahola

[7]. Archer, Cantwell & Bourke

[8]. Chapman

[9]. DeRonke

[10]. Lincoln & Guba

  1. بادامچی، محمدحسین، و قائم­خانی، محمد. (1394). بحران تکنیک زدگی آموزش عالی در ایران؛ جامعه شناسی جریان مهاجرت نخبگان از رشته­های مهندسی به علوم انسانی. فصلنامه مطالعات معرفتی در دانشگاه اسلامی، 19(3): 335-358.
  2. جوادی، مریم؛ حسن زاده، غلامرضا و صالح زاده، یاشار. (1385). نظر دانشجویان پزشکی مقاطع علوم پایه, فیزیوپاتولوژی و کارآموزی نسبت به آینده شغلی. مجله علمی دانشگاه علوم پزشکی قزوین، ۱۰ (۳): ۹۱-۹۵.
  3. جواهری، فاطمه. (1388). مهاجرت علمی: بررسی علل گرایش دانش­آموختگان رشته­های غیرجامعه­شناسی به تحصیل در رشته­ جامعه­شناسی. مجله جامعه­شناسی ایران، 9(3 و 4): 89-119.
  4. ده بزرگی غلامرضا، موصلی حیدرعلی. (۱۳۸۱). بررسی علل افت تحصیلی در دانشجویان پزشکی ورودی ۱۳۷۱ و ۱۳۷۲ شیراز. مجله ایرانی آموزش در علوم پزشکی، ۲(8) :۲۱-۲۱.
  5. ذکایی، مخمدسعید و شجاعی باغینی، نیما. (1392). تغییر رشته­ای­ها انگیزه­ها، انتظارها و ارزیابی دانشجویان رشته­های غیر مرتبط از تحصیل در علوم انسانی. فصلنامه علوم اجتماعی، شماره 63: 126-173.
  6. شرفی، محمد؛ مقدم، مینا. (1393). واکاوی وضعیت اشتغال دانش‌آموختگان رشته‌های علوم تربیتی: یک مطالعه موردی. فصلنامه پژوهشهای رهبری و مدیریت آموزشی، 1(2):‌ 192-167.
  7. ضرغامی، مهران، غفاری ساروی، وجیهه، خلیلیان، علیرضا و سفیدچیان، علیرضا. (1382). عوامل مؤثر بر انتخاب رشته‌ی تخصصی فارغ‌التحصیلان پزشکی. فصلنامه‌ی علمی دانشگاه علوم پزشکی بابل، 5 (2): 18-23.
  8. عباس‌زاده، محمد. (1391). تأملی بر اعتبار و پایایی در تحقیقات کیفی. جامعه‌شناسی کاربردی، 23 (45): 19-34.
  9. عبدی، بهشته و آقابابا، ابوالفضل. (1387). بررسی عوامل مؤثر بر انتخاب رشته داوطلبان مجاز به انتخاب رشته کنکور سراسری. آموزش عالی ایران، 1(3): 151-170.
  10. عبدی، بهشته. (1386). بررسی میزان کسب اطلاع از رشته­های دانشگاهی در میان داوطلبان مجاز به انتخاب رشته در کنکور سراسری. مجله­ی پژوهش و برنامه­ریزی در آموزش عالی، 13 (2): 131-149.
  11. فرزانه، محمد؛ زین آبادی، حسن‌رضا و دارابی، فاطمه. (1396). واکاوی شایستگی‌های دانش‌آموختگان رشته‌ی مدیریت آموزشی جهت اشتغال در بخش آموزش و توسعه منابع انسانی سازمان‌های صنعتی. فصلنامه مطالعات اندازه‌گیری و ارزشیابی آموزشی، 7 (20): 102-73.
  12. محمودی، سید محمد. (1381). بررسی عوامل موثر بر درخواست‌های تغییر رشته دانشجویان دانشگاه تهران. مجله مجتمع آموزش عالی قم، 4 (15): 161-139.
  13. مردی­ها، مرتضی. (1383). آسیب ‌شناسی آزمون ورودی دانشگاه. فصلنامه پژوهش و برنامه­ریزی در آموزش عالی، ۱۰ (۱) :۹۱-۱۳۰.
  14. مصطفوی، ابوالفضل؛ رمضانلو، پریا و عسگری، نادیا. (1391). عوامل موثر بر انتخاب رشته داروسازی و میزان تغییر در انگیزه دانشجویان این رشته در طول دوره تحصیل. توسعه آموزش در علوم پزشکی، 5 (9): 41-33.
  15. معروفی، یحیی و آداک، موسی. (1396). بازنمایی تجارب زیسته دانشجویان تحصیلات تکمیلی رشته علوم تربیتی در ارتباط با پدیده تغییر رشته (مطالعه‌ای پدیدارشناسی). فصلنامه مطالعات اندازه‌گیری و ارزشیابی آموزشی، 7 (20): 55-33.
  16. یداللهی فارسی، جهانگیر و میرعرب رضی، رضا. (1388). بررسی ارایه‌ی برنامه‌ی درسی آموزش کارآفرینی در رشته‌ی‌ علوم تربیتی، نشریه توسعه‌ی کارآفرینی، 2(3): 61-80.
 

 

  1. Ahola, S. (2000). Hidden curriculum in higher education: Something to fear for or comply to. Innovations in Higher Education, Helsinki, Finland.‏
  2. Archer, J., Cantwell, R., & Bourke, S. (1999). Coping at University: an examination of achievement, motivation, self‐regulation, confidence, and method of entry. Higher Education Research & Development, 18(1), 31-54.‏
  3. Crowley, C. (2004). Factor Influencing College Choice Among Track and Field Student Athletes at NCAA D-1 Conference HBC US; Unpublished Doctoral Dissertation, Florida State University
  4. Cuxart, A., & Longford, N. T. (1998). Monitoring the University Admission Process in Spain. Higher Education in Europe, 23(3), 385-396.‏
  5. 21.  DeRonck, N. G. (2007). The impact of family structure and involvement on the college enrollment of potential first generation college students. (Unpublished doctoral dissertation). Central Connecticut State University New Britain, Connecticut.
  6. Porter, S. R., & Umbach, P. D. (2006). College major choice: An analysis of person–environment fit. Research in higher education, 47(4), 429-449.‏

دوره 7، شماره 13
بهار و تابستان 1397
صفحه 146-169
  • تاریخ دریافت: 11 دی 1348
  • تاریخ پذیرش: 11 دی 1348